از نظر مغز، تنبلی کردن کی جایز است؟
جاوید شو: بررسی این مورد که چگونه بفهمیم که چه زمانی باید دست از تلاش کشید یا اصلاً تلاش نکرد، سوالی است که شاید ذهن بسیاری از ما را به خود درگیر کرده باشد.
غزال زیاری- همیشه به ما گفته اند که بهترین شرایط رسیدن به موفقیت این است که باید همیشه مشغول باشیم. این تبدیل به یک قانون نانوشته در فرهنگ دنیای امروز شده و مشغول بودن و مخصوصاً انجام چند کار هم زمان، نشانه باهوش بودن افراد به نظر می آید.
در مقابل آن، بیکار نشستن، آن هم در شرایطی که دیگران مشغول انجام کارهای مفید هستند، سبب ایجاد این حس می شود که فردی که بیکار است، بطور قطع مشکل دارد. اما آیا واقعاً این طور است؟ یا افراد پرکار و پرتلاش، مشکل دارند؟
تحلیل هزینه-فایده تلاش
ر سال ۲۰۲۶ تیمی به سرپرستی ناتالی آندره، روانشناس و همکارانش در دانشگاه پواتیه، تحقیقی را انجام دادند تا به جواب این سؤال برسند که آیا باید کوشش کرد یا خیر؟ و از نظر علوم اعصاب محاسباتی به بررسی این مورد پرداختند. به طورکلی، افراد و حیوانات عموماً برمبنای «اصل کمترین تلاش» رفتار می کنند؛ یعنی با فرض برابر بودن سایر شرایط، تمایل دارند که ساده ترین راه را برای به دست آوردن پاداش یا اجتناب از تنبیه پیدا کنند.
بااین وجود، همه تلاش ها یکسان نیستند. براساس گفته ی پژوهشگران، وقتی تلاش، نتیجه متناسبی بهمراه داشته باشد، احتمالا ارزش سرمایه گذاری را خواهد داشت و در این حوزه، مغز به ما کمک می نماید تا دراین باره تصمیم گیری نماییم.
در حقیقت مغز با سبک و سنگین کردن هزینه های انجام یک تلاش و فواید آن، منابع را برای کوشیدن تخصیص داده و تعادل پویای بدن یا استفاده بهینه از سیستم های بدن را حفظ می نماید. افراد بوسیله همین اصل تمام استاتیک، به سراغ وظایف چالش برانگیزی مثل ورزش های سنگین می روند؛ چونکه آن تلاش را آن قدر باارزش می دانند که برایش هزینه کنند.
حالا می خواهیم به این مورد بپردازیم که مغز چه طور این ماجرا را مدیریت می کند: طبق تحلیل «نظریه استنتاج فعال»، ارگانیسم ها تلاش می کنند تا ازنظر سود اطلاعاتی، بفهمند که آیا ارزش دارد انرژی را صرف فلان مبحث کنند یا خیر. اگر باور داشته باشید که تلاش در فلان زمینه، دانش باارزشی در اختیار شما قرار می دهد، به کوشیدن ادامه می دهید؛ اما اگر چیزی از آن به دست نیاورید، به تلاش ادامه نخواهید داد.
در این مدل، افراد می خواهند از تلاش اضافه و بی فایده و هدر رفتن انرژی شان جلوگیری نمایند. اگر بخواهیم یک مثال ملموس بزنیم، به این فکر کنید که شما حاضرید برای محصول یا خدمتی که فکر می کنید ارزشش را دارد، پول خرج کنید. این طور نیست که از پول خرج کردن اجتناب می کنید، بلکه فقط نمی خواهید پولتان را هدر دهید. یعنی اگر فکر کنید که صرف چنین هزینه ای، باارزش است، برایش هزینه و تلاش خواهید کرد.
هزینه های تلاش
ن دیدگاه جدید در مورد کوشیدن نشان میدهد که مردم فقط با صرف کمترین انرژی ضروری جهت رسیدن به خواسته هایشان، به تلاش ادامه نمی دهند؛ واقعیت این است که خودِ تلاش چیز بدی نیست؛ و فقط تلاشی که به نتیجه مطلوب منتهی نمی گردد، آزاردهنده است.
روی باومیستر، روانشناس دانشگاه هاروارد و یکی از همکارانش، تلاش را به هشت هزینه اصلی تقسیم کردند که به شرح زیر است:
متابولیک: انرژی بدنی صرف شده کنترل شناختی: میزان تفکر موردنیاز زمان: زمان تخمینی برای اتمام کار فشار زمانی: میزان سخت و دشوار بودن کار خستگی جسمی و ذهنی: اینکه آیا کار سبب تخلیه انرژی خواهد شد درد: اینکه آیا آسیب خواهد زد ناامیدی: هزینه فرصتِ پرداختن به کار خطرات و تهدیدها: اضطراب ناشی از کار
هرکدام از این هزینه ها می تواند خصوصیت های عینی و ذهنی داشته باشد. شما می توانید جنبه های هزینه ای مثل زمان و انرژی بدنی را اندازه گیری کنید، اما جنبه های ذهنی صرفا به ادراک شما بستگی دارد. بااین وجود، مغز بصورت مستمر، برآوردهای هزینه ای اش را انجام می دهد و اطلاعاتی را در اختیار شما می گذارد که گویای آنست که آیا باید تسلیم شوید یا به تلاش ادامه دهید.
مثلاً ورزش کردن را درنظر بگیرید؛ مبحث موردعلاقه در نظریه تخلیه ایگوی باومیستر. در این نظریه راه های پارادوکسیکالی توضیح داده شده که در آن افرادی که در دوی ماراتن شرکت می کنند، فورا پس از اتمام مسابقه، چیزی می نوشند. یعنی شما کار خوبی برای بدن خود انجام داده اید و این کار تمام منابع «ایگو» (منِ) شما را مصرف کرده و حالا وقت آنست که بدنتان را رها کنید و آزاد بگذارید.
اگر ورزش چیزی است که واقعا از آن لذت می برید، هزینه اش ممکنست تلاش کمی به نظر برسد. درواقع، ورزش مجموعه ای از حالات عاطفی مثبت را بهمراه دارد، تا وقتی که با شدتی که می توانید حفظ کنید (پیش از آن که درد شروع شود) مطابقت داشته باشد.
همه این ها به این نتیجه منتهی می شود که تلاش ذاتاً و به خودی خود آزاردهنده نیست. تا وقتی که محاسبات مغز شما نشان دهد که فواید از هزینه ها بیشتر هستند، شما تمایل خواهید داشت تا از هر طریق ممکن، برای رسیدن به هدفتان پیش بروید. فرقی نمی کند که یک ورزشکار المپیکی باشید یا یک طرفدار جدول کلمات متقاطع؛ به هر ترتیب هر کاری که لازم باشد را انجام خواهید داد تا پاداش ها را به دست بیاورید.
دیدگاه جدید درباره ی تنبلی
حالا به سؤال اول بحث برمی گردیم؛ این که آیا بیکار بودن اساساً نشانه بدی است یا نه.
حالا می توان اظهار داشت که انجام کارها یا انجام هم زمان چند کار، زمانی درست است که پاداش ها از هزینه ها بیشتر باشند. اما اگر خبری از سود و فایده نباشد، شما می توانید انرژی تان را تا وقتی که چیز باارزشی از راه برسد حفظ کنید. به اصطلاح اگر اکنون چیز خاصی نمی خواهید، انرژی تان را در بانک می گذارید تا هر زمان که خواستید مقداری انرژی برای مصرف کردن داشته باشید.
شاید تعدادی از این موارد برای شما واضح به نظر برسد، اما نکته جالب این مقاله اینجاست که پژوهشگران توانستند تحلیلشان را بر نتایج حاصل از گنجینه ای از مطالعات قبلی روی نوزادان و خردسالان اعمال کنند.
این مطالعات نشان می دهند که حتی در اوایل زندگی، ما تلاش را بعنوان یک چیز آزاردهنده درنظر نمی گیریم. در یکی از این مطالعات، خردسالان ۶ ساله پس از به پایان رساندن یک کار سخت و دشوار، بیشتر از اتمام یک کار آسان لبخند زدند. درعین حال پس از انجام یک کار جدید، لبخندهای بزرگ تری نسبت به زمانیکه یک کار تکراری (و با تلاش کمتر) انجام می دادند، داشتند. طبق جمع بندی محققان: «این یافته ها به زیبایی نشان می دهند که لذت بجای خود تلاش، حاصل اطلاعات به دست آمده است.» درعین حال آنها باور دارند که بازیِ همراه با تلاش، یک عنصر اساسی برای روابط سالم می باشد.
تنبلی، یا اجتناب از تلاش، ذاتاً بد یا خوب نیست. همه چیز به تحلیل هزینه-فایده ای بستگی دارد که افراد هنگام انتخاب و تصمیم گیری انجام می دهند. این صرفه جویی بهینه انرژی است که بسیار انطباقی است و افراط دراین خصوص ممکنست سبب بروز مشکلات مختلفی شود. اگر شما هیچ گاه تلاش نکنید، این مورد ممکنست به مشکلات انطباقی منتهی شود.
خلاصه اینکه، دانستن زمانِ تنبلی کردن و زمانِ تمام قد تلاش کردن، می تواند روش مؤثری جهت استفاده از منابع شما باشد. مدیریت تلاش راه مهمی برای اطمینان از این است که انرژی تان مثل پولِ داخل بانک، برای پیگیری آن چه بیشتر از همه برایتان رضایت بخش است، در دسترس خواهد بود.
منبع: psychologytoday
این پست جاوید شو را پسندیدید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب