راهنمای کامل افسردگی علایم، علت ها، انواع و روشهای درمان
جاوید شو: افسردگی فقط غمگین بودن یا تجربه یکروز بد نیست؛ این اختلال می تواند احساسات، افکار، خواب، اشتها، انرژی، روابط و توانایی انجام فعالیتهای روزمره را تحت تاثیر قرار دهد. بااین حال، افسردگی قابل درمان است و تشخیص سریع می تواند روند بهبود را آسان تر کند.
به گزارش جاوید شو به نقل از خبر آنلاین، همه انسان ها گاهی احساس غم، ناامیدی یا بی حوصلگی را تجربه می کنند. شکست، سوگ، مشکلات مالی، اختلاف خانوادگی یا یک دوره پراسترس ممکنست برای مدتی حال روحی فرد را تغییر دهد. بااین حال، افسردگی با نوسان های معمول خلق متفاوت است.
در افسردگی، علایم به طور معمول ماندگارتر و شدیدتر هستند و می توانند عملکرد روزانه فرد را مختل کنند. سازمان جهانی بهداشت، افسردگی را یکی از اختلال های شایع روانی می داند و تاکید می کند که برای شکل های مختلف آن، درمان های مؤثر وجود دارد.
افسردگی چیست؟
فسردگی یا اختلال افسردگی، یک اختلال روانی است که به طور معمول با خلق افسرده یا کاهش علاقه و لذت نسبت به فعالیتهایی که فرد پیشتر از آنها لذت می برد، شناخته می شود.
افسردگی همیشه با گریه یا غم آشکار همراه نیست. برخی افراد بیشتر احساس خستگی، پوچی، بی انگیزگی، تحریک پذیری یا فاصله گرفتن از دیگران را تجربه می کنند.
بر اساس اطلاعات مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا، افسردگی می تواند بر خواب، اشتها، تمرکز، تصمیم گیری و انجام مسئولیت های روزمره اثر بگذارد.
به همین دلیل، افسردگی را نمی توان صرفا با سفارش هایی مانند «مثبت فکر کن» یا «خودت را جمع وجور کن» برطرف کرد. وقتی علایم ماندگار شده اند و زندگی روزمره را مختل می کنند، ارزیابی تخصصی اهمیت پیدا می کند.
تفاوت افسردگی با غم معمولی چیست؟
م بخشی طبیعی از زندگی است. بعد از یک اتفاق ناخوشایند، ممکنست فرد برای چند روز یا مدتی احساس ناراحتی کند و سپس کم کم شرایط روحی او بهتر شود.
در افسردگی، مساله فقط وجود احساس غم نیست؛ بلکه شدت، ادامه و تأثیر علایم بر زندگی اهمیت دارد. در یک دوره افسردگی، علایم اصلی می توانند بیشتر روزها و حدودا هر روز، حداقل دو هفته ادامه داشته باشند.
یکی از علامتهای اصلی هم باید خلق افسرده یا از دست دادن علاقه و لذت نسبت به کارها باشد. بااین حال، تجربه افسردگی در همه افراد یکسان نیست و تشخیص غائی باید بر مبنای بررسی مجموعه علایم و شرایط فرد توسط متخصص صورت گیرد.
مهم ترین علایم افسردگی چیست؟
فسردگی می تواند هم از نظر روانی و هم از نظر جسمی خویش را نشان دهد. تعدادی از علایم رایج عبارت اند از:
احساس غم، پوچی یا ناامیدی
رد ممکنست برای مدت طولانی احساس کند شرایط بهتر نخواهد شد یا آینده چشم انداز روشنی ندارد.
کاهش علاقه و لذت
عالیت هایی که پیشتر جذاب و لذت بخش بوده اند، ممکنست دیگر هیچ انگیزه یا رضایتی ایجاد نکنند.
خستگی و کمبود انرژی
نجام حتی کارهای ساده ممکنست دشوار، سنگین یا طاقت فرسا به نظر برسد.
اختلال خواب
بی خوابی، بیدار شدن زودهنگام یا خواب بیش از اندازه، از علایم احتمالی افسردگی هستند.
تغییر اشتها و وزن
برخی افراد اشتهای خویش را از دست می دهند و بعضی دیگر بیش از گذشته غذا می خورند. این تغییرات ممکنست به کاهش یا افزایش وزن منجر شود.
مشکل در تمرکز و تصمیم گیری
خواندن، کار کردن، به خاطر سپردن اطلاعات یا انتخاب میان انتخابهای مختلف ممکنست دشوار شود.
احساس گناه یا بی ارزشی
فرد ممکنست خویش را بیش از حد سرزنش کند یا تصور کند برای دیگران باری اضافی است.
تحریک پذیری و بی قراری
افسردگی همیشه با سکوت و غم همراه نیست و در بعضی افراد ممکنست به صورت عصبانیت، بی حوصلگی یا بی قراری ظاهر شود.
انزوا و فاصله گرفتن از دیگران
فرد ممکنست کمتر با خانواده و دوستان ارتباط برقرار کند یا تمایل خویش را برای حضور در جمع از دست بدهد.
افکار مربوط به مرگ یا خودکشی
این علامت از جدی ترین نشانه های افسردگی است و به رسیدگی سریع نیاز دارد.
لازم نیست همه این علایم هم زمان وجود داشته باشند. نوع و شدت علایم از فردی به فرد دیگر متفاوت می باشد.
چه عواملی موجب افسردگی می شوند؟
افسردگی به طور معمول یک علت واحد ندارد. عوامل زیستی، ژنتیکی، روان شناختی و محیطی می توانند در بروز آن نقش داشته باشند.
برخی افراد بعد از تجربه رویدادهای بسیار پراسترس، مانند سوگ، سوءاستفاده، مشکلات شدید اقتصادی یا خانوادگی و دیگر شرایط دشوار، بیشتر در معرض افسردگی قرار می گیرند.
بااین حال، افسردگی همیشه بعد از یک اتفاق مشخص ایجاد نمی گردد. گاهی این اختلال حتی زمانی ظاهر می شود که از بیرون، دلیل واضحی برای آن دیده نمی شود.
برخی بیماریهای جسمی و برخی از داروها هم ممکنست علائمی شبیه افسردگی ایجاد کنند. به همین دلیل، در بعضی افراد بررسی وضعیت جسمی و ارزیابی پزشکی اهمیت دارد.
انواع افسردگی کدام اند؟
«افسردگی» عنوانی کلی است و اختلال های افسردگی می توانند شکل های مختلفی داشته باشند. شدت، مدت و الگوی علایم در افراد متفاوت می باشد.
اختلال افسردگی اساسی یا ماژور
در این نوع، علایم افسردگی به اندازه ای شدید می شوند که بر زندگی روزمره، روابط، تحصیل یا کار اثر می گذارند.
افسردگی مداوم
برخی افراد دوره های طولانی تری از خلق پایین و علایم افسردگی را تجربه می کنند. شدت این علایم ممکنست با گذشت زمان کم وزیاد شود.
افسردگی در دوران حاملگی و بعد از زایمان
برخی زنان در دوران حاملگی یا بعد از تولد فرزند گرفتار افسردگی می شوند. این وضعیت با تغییرات معمول خلق متفاوت است و ممکنست به ارزیابی و درمان تخصصی نیاز داشته باشد.
تشخیص نوع افسردگی اهمیت دارد، برای اینکه برنامه درمانی بر مبنای شدت علایم، شرایط جسمی و روانی و نیازهای هر فرد تعیین می شود.
افسردگی چه طور تشخیص داده می شود؟
افسردگی با یک آزمایش خون ساده یا یک آزمون اینترنتی بطور قطعی تشخیص داده نمی گردد. م
تخصص به طور معمول درباره ی موارد زیر سؤال می کند:
زمان آغاز علائم؛ مدت و شدت نشانه ها؛ وضعیت خواب و اشتها؛ میزان انرژی و تمرکز؛ عملکرد فرد در کار، تحصیل و روابط؛ سابقه مشکلات روانی یا جسمی؛ داروهای مصرفی؛ وجود افکار مربوط به مرگ یا صدمه به خود. ممکنست جهت بررسی برخی بیماریهای جسمی یا آثار دارویی هم آزمایش هایی صورت گیرد. پرسشنامه های روان شناختی می توانند به ارزیابی علایم کمک کنند، اما نتیجه آنها به تنهایی به مفهوم تشخیص قطعی نیست.
افسردگی چه طور درمان می شود؟
افسردگی قابل درمان است. روش درمان به شدت و نوع افسردگی، وضعیت جسمی و روانی فرد و نظر متخصص بستگی دارد.
روان درمانی
روان درمانی یکی از شیوه های مؤثر برای درمان افسردگی است. در این شیوه، فرد با کمک متخصص روی الگوهای فکری، رفتارها، روابط و شیوه های رویارویی با مشکلات کار می کند.
درمان شناختی ـ رفتاری
درمان شناختی ـ رفتاری یا CBT به فرد کمک می نماید افکار و رفتارهای ناسالم را شناسایی کند و الگوهای سازنده تری برای مواجهه با مشکلات بیاموزد.
درمان بین فردی
درمان بین فردی یا IPT بیشتر بر روابط، ارتباطات و رویدادهای زندگی که با تغییرات خلق مرتبط هستند، تمرکز دارد.
فعال سازی رفتاری
در این شیوه، فرد کم کم برای برگشت به کارهای معنادار و لذت بخش برنامه ریزی می کند. این کار می تواند به کاهش انزوا و افزایش تدریجی انرژی کمک نماید.
داروهای ضدافسردگی
در برخی افراد، پزشک داروهای ضدافسردگی تجویز می کند. انتخاب دارو به عوامل مختلفی بستگی دارد و یک دارو برای همه افراد مناسب نمی باشد.
اثر این داروها به طور معمول فوری نیست و ممکنست چند هفته زمان ببرد تا اثر کامل آنها ارزیابی شود. مصرف، قطع یا تغییر دوز دارو باید با نظر پزشک انجام شود؛ قطع خودسرانه برخی داروها می تواند موجب بروز مشکلاتی شود.
ترکیب روان درمانی و دارو
در بعضی موارد، روان درمانی و دارودرمانی هم زمان به کار می روند. این شیوه ممکنست برای برخی افراد دچار افسردگی متوسط یا شدید مناسب باشد.
در مواردی که افسردگی شدید باشد یا به درمان های معمول پاسخ کافی ندهد، انتخابهای تخصصی دیگری هم ممکنست توسط تیم درمان بررسی شود.
آیا افسردگی بدون درمان خوب می شود؟
شدت و مسیر افسردگی در افراد مختلف متفاوت می باشد. برخی دوره های خفیف ممکنست با گذشت زمان بهتر شوند، اما وقتی علایم ماندگار شده اند یا زندگی فرد را مختل کرده اند، منتظر ماندن بدون ارزیابی تخصصی همیشه تصمیم مناسبی نیست.
درمان می تواند به کاستن علائم، برگشت عملکرد روزانه و ممانعت از ادامه دار شدن مشکلات کمک نماید. برای افسردگی خفیف، متوسط و شدید، شیوه های درمانی مؤثر وجود دارد.
برای کمک به فرد دچار افسردگی چه کنیم؟
خانواده و دوستان گاهی نمی دانند چه طور با فرد دچار افسردگی رفتار کنند. یکی از بهترین کارها، شنونده بودن بدون قضاوت است.
جمله هایی مانند «همه آدم ها مشکل دارند» یا «فقط مثبت فکر کن» ممکنست فرد را بیشتر تنها کند. در مقابل، جمله هایی مانند موارد زیر حمایت کننده تر هستند:
«می بینم شرایط برایت سخت شده است.» «اگر بخواهی، می توانم برای پیدا کردن کمک حرفه ای کنارت باشم.» «لازم نیست این شرایط را به تنهایی تحمل کنی.» کمک کردن الزاماً به مفهوم حل کردن مشکل فرد نیست. گاهی حضور آرام، گوش دادن و تشویق او برای مراجعه به متخصص، ارزشمندترین حمایت ممکنست.
آیا ورزش، خواب و سبک زندگی در درمان افسردگی مؤثرند؟
بله، سبک زندگی می تواند قسمتی از برنامه مراقبت از سلامت روان باشد، اما نباید آنرا جایگزین درمان حرفه ای در افسردگی متوسط یا شدید دانست.
خواب منظم، فعالیت بدنی متناسب با شرایط فرد، ارتباط با دیگران و داشتن برنامه روزانه می توانند در کنار درمان اصلی مفید باشند. راهکارهای خودیاری و کارهای رفتاری هم در بعضی افراد، بخصوص در افسردگی خفیف، کاربرد دارند.
نباید از فرد افسرده انتظار داشت ناگهان همه عادت های زندگی خویش را تغییر دهد. وقتی انرژی و انگیزه پایین است، قدم های کوچک و قابل انجام اهمیت بیشتری دارند؛ به عنوان نمونه، چند دقیقه پیاده روی، تماس کوتاه با یک دوست یا انجام یک کار ساده روزانه.
چه زمانی افسردگی به کمک فوری نیاز دارد؟
اگر فرد درباره ی مرگ یا خودکشی صحبت می کند، قصد صدمه زدن به خود دارد، برای این کار برنامه ریزی کرده یا اخیراً مبادرت به خودکشی کرده است، نباید وضعیت را به تاخیر انداخت.
در چنین شرایطی:
فرد را تنها نگذارید؛ اگر امکان دارد، وسایل خطرناک و داروها را از دسترس او دور کنید؛ با اورژانس یا نزدیک ترین مرکز درمانی تماس بگیرید؛ مبحث را جدی بگیرید و او را برای دریافت کمک فوری همراهی کنید. خطر فوری خودکشی یا صدمه به خود، یک وضعیت اورژانسی است و نیاز به مداخله سریع دارد.
افسردگی نشانه ضعف شخصیتی نیست
یکی از موانع درمان، تصور اشتباه درباره ی افسردگی است. افسردگی نشانه تنبلی، بی ارادگی یا ضعف اخلاقی نیست.
ممکن است فردی از بیرون همه امکانات لازم به منظور زندگی را داشته باشد و بااین حال افسردگی را تجربه کند. همان گونه که بیماریهای جسمی به ارزیابی و درمان نیاز دارند، مشکلات سلامت روان هم ممکنست به کمک تخصصی نیازمند باشند.
کمک خواستن نشانه شکست نیست؛ بلکه می تواند نشانه توجه فرد به سلامت و آینده خود باشد.
جمع بندی
افسردگی چیزی فراتر از ناراحتی موقت است. این اختلال می تواند احساسات، افکار، خواب، اشتها، انرژی، تمرکز و روابط فرد را تحت تأثیر قرار دهد و در موارد شدید، خطرهای جدی ایجاد نماید.
شناخت علایم قدم نخست است، اما تشخیص غائی باید بر مبنای ارزیابی متخصص صورت گیرد. روان درمانی، داروهای ضدافسردگی و در بعضی شرایط تلفیقی از شیوه های درمانی می توانند به بهبود کمک کنند.
مهم ترین نکته اینست که افسردگی قابل درمان است و کمک خواستن به مفهوم شکست نیست. گاهی اولین قدم برای بهتر شدن، گفتن همین جمله ساده به یک متخصص است: «مدتی است حالم مثل قبل نیست و به کمک نیاز دارم.»
57
منبع: javidsho.ir
این پست جاوید شو را پسندیدید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب