فرهنگ عامه در آینه ضرب المثل های الجزایری، ۴

ضرب المثل هایی از الجزایر كه معادل ایرانی ندارند

ضرب المثل هایی از الجزایر كه معادل ایرانی ندارند

جاوید شو: تا حالا سلسله مطالب فرهنگ عامه در آینه ضرب المثل های الجزایری با ضرب المثل هایی همراه بود كه معادلی در فرهنگ ایران داشتند. این قسمت با مثال هایی هم راه است كه معادلی در فرهنگ ایران ندارند.



خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ: در بخش های پیشین از گزارش «فرهنگ عامه در آینه ضرب المثل های الجزایری» که از تولیدات رایزنی فرهنگی ایران در الجزایر است، بیش از ۱۰۰ ضرب المثل الجزایری که نمایانگر فرهنگ عامه مردمان این کشور است به همراه ترجمه و معادل های آنها در فرهنگ ایرانی، به مخاطبان ارائه شد. بخش های اول تا سوم را به ترتیب از اینجا، اینجا و اینجا، بخوانید و در ادامه با آخرین قسمت از این گزارش همراه شوید که به ضرب المثل هایی می پردازد که معادلی در فرهنگ ایران ندارند.
۱. أنا نحفر فی قبر یماه وهو هارب بالفاس:
من قبری را برای مادرش می کنم اما او تبر را گرفته و فرار می کند.
این ضرب المثل جایی به کار می رود که می خواهی به کسی کمک کنی اما او از روی نادانی ممانعت می کند.

۲. لوکان جا الضحک ملیح لوکان سماتنی یما ضحکة:
اگر خنده خوب بود، مادرم اسم من را خنده می گذاشت.
خندیدن بدون علت نشانه بی تربیتی است.

۳. اذا تخلطت الادیان شد فی دینک:
اگر ادیان در هم آمیخته شد، دین خودرا نگهدار.
وقتی اوضاع آشفته شود به انسان گرفتار سفارش می شود که به اصول و اندیشه های خود پایدار باشد.

۴. فی الصیف قاطو وفی الشتا بوقاطو. (فی الصیف؛ الحلویات وفی الشتاء؛ المحامی):
در تابستان در شیرینی فروشی است و در زمستان نزد وکیل دادگستری.
این مثل در مورد عروسی گفته می شود که بعد از مدت کوتاهی طلاق می گیرد.

۵. الزواج لیلة و دبارتو عام:
ازدواج یک شب و آماده شدن برای آن یک سال است.
قبل از انجام دادن یک کار مهم باید با دقت در آن فکر کرد.

۶. المندبة کبیرة والمیت فار:
عزاداری بزرگ در مردن یک موش.
اهمیت دادن بیش از اندازه به مشکلات ساده.

۷. اللی ماهو لیک یعییک:
آنچه که برای تو نیست، تو را خسته می کند.
به کسی گفته می شود که به دنبال آرزوهای بزرگ، غیر منطقی و نامناسب می رود که نتیجه ای جز خستگی و ناموفقیت نخواهد داشت.

۸. کول و درق ولا کول و فرق:
یا بخور و پنهان کن یا بخور و تقسیم کن.
اگر بخواهی به تنهایی بخوری، غذایت را پنهانی بخور، وگرنه آنرا با دیگران تقسیم کن و بخور.

۹. ضربة بالفاس ولا عشرة بالقادوم:
یک ضربه با تبر بهتر از ۱۰ ضربه با تیشه است.
اصل در حفاری تبر است، کارها باید با اصول خودش صورت گیرد. و اگر می توان کاری را یک دفعه انجام دهی، انجام آن در چند مرحله مدلول ندارد.

۱۰. راجلها فالاحباس وهی ترقص فالاعراس:
شوهرش در زندان است در حالی که وی در جشن عروسی می رقصد.
در باره زنی گفته می شود که بدون احساس مسئولیت با شوهرش زندگی می کند.

۱۱. اللی حبک ما بنالک قصر و اللی کرهک ما حفر لک قبر:
کسی که تو را دوست دارد برای تو قصر نمی سازد و کسی که از تو متنفر است برای تو قبر نمی کند.
گوش دادن بیش از اندازه به آرای مثبت یا منفی دیگران اهمیت و فایده ندارد.

۱۲. اللی ما رضی والدیه لا خیر فیه:
کسی که والدین اش را راضی نکرده. هیچ خیری در او نیست.
رضایت والدین مهمترین چیز در زندگی است وکسی که والدینش را راضی نکند، خیری نخواهد دید.

۱۳. خنفسا تلهینی ولا غزالة تشقینی:
یک کفشدوزک که موجب سرگرمی و خوشی می شود بهتر از یک آهو است که خسته ام می کند.
یعنی همان چیزی کوچکی که در دست داریم و موجب خوشی مان می شود بهتر از چیزی بزرگی است که در دستمان نیست و شاید خسته شویم تا بدست بیاوریم و شاید هم از رسیدن به آن ناتوان باشیم.

۱۴. فرط فی کل صحابک إلا صاحب باباک ما تفرطش فیه:
همه دوستان ات را رها کن. اما دوست پدرت را هیچ گاه.
یعنی در حق همه دوستان می توانی کوتاهی کنی الا دوستان پدرت.

۱۵. اللی خلص دینو شبع:
کسی که قرض خودرا پس داده، سیر شده است.
یعنی کسی که دین اش را ادا نکرده، خیالش راحت نیست.

۱۶. حوت یاکل حوت و قلیل الجهد یموت:
ماهی، ماهی دیگر را می خورد وکسی که کم کاری می کند (از گرسنگی) می میرد.
یعنی افراد توانمند و پو لدار می خورند و خوب زندگی می کنند ولی فقرا که دستشان به مال دنیا نمی رسد از گرسنگی می میرند.



۱۷. ربی یخلف علی الغابة ولا یخلف علی الحطابة:
خدا به جنگل عوض می دهد و به هیزم شکن نمی دهد.
یعنی خدا کار آدم ساده و نیکوکار را جبران می کند اما به حریص چیزی نمی رسد.

۱۸. الحمام المکسر الجناح ینزل علی البر الخالی:
کبوتر بال شکسته، روی زمین خالی می نشیند.
وقتی کسی از روی ضعفش کاری انجام می دهد ولی ادعای قوت و قدرت می کند.

۱۹. الطماع یبات ساری یحلم بالتفاح والتفاح سومو غالی و مالیه شحاح:
طمعکار شب را می گذراند در حالی که چشمش دنبال سیب است. اما سیب گران است و صاحبان سیب خسیس هستند.
یعنی طمعکار وقتش را تلف می کند با آدم های خسیسی که هیچ چیزی به او نمی دهند.

۲۰. خوک خوک لا یغرک صاحبک:
مواظب برادرت باش، فریب دوست را نخور.
هر چند دوست صمیمی و صادق باشد اما به رتبه برادر نمی رسد و جایش را پر نمی کند.

۲۱. تمشی ناس وتجی ناس وتبقی رضایة الوالدین تاج فوق الراس:
مردمی می روند و مردمی می آیند، و رضایت والدین تاجی بر سر است
این ضرب المثل اهمیت رضایت والدین را بیان می کند.

۲۲. دراهم المشماش یروحوا فی الباکور (التین):
پول زردآلو خرج انجیر می شود.
تاجران زردآلو را از اوراس می خریدند و در شمال الجزایر با قیمت بالا می فروختند و با همان پول انجیر می خریدند تا در جنوب فروخته، سود ببرند. اما وقتی به جنوب می رسیدند انجیرها بر اثر گرمای راه طولانی خراب شده بود. وهمان سودی که از فروش زردآلو به دست آورده بودند، در فروختن انجیر از دست می دادند.

۲۳. یا ویح من آمن بی ها، ما تخلی عبد فیها:
وای بر کسی که به آن اعتماد کند، هیچکس از دستش جان سالم به در نبرده است.
وقتی به چیزی یا کسی اطمینان یا اعتماد داشته باشی ولی بالاخره نابودت می کند. در توصیف دنیا هم گفته می شود.

۲۴. ما خلاو الأولین واش یقولوا التوالی:
أولی ها چیزی برای گفتن بعدی ها نگذاشتند.
یعنی پیشینان ما از بس تجربه داشتند و ضرب المثل گفتند، دیگر ما چیزی نداریم که بگوییم.

۲۵. شویة من الحنة وشویة من رطابة الیدین:
یک کم از حنا و یک کم از خیسی دست هاست.
یعنی در ناکامی، نباید تقصیر را تنها به گردن دیگران انداخت.

۲۶. دار النسا و القصعة یابسة:
خانه زنهاست، اما قابلمه خشک است.
به زن تنبل و شلخته ای گفته می شود که خوب خانه داری نمی کند.

۲۷. فیق یا بریق النار راهی لاحقاتک:
ای کتری؛ هشیار باش که آتش به تو نزدیک است.
به غافل گفته می شود که نزدیکی خطر را متوجه شود.

۲۸. اقلع رأس تزول الخصومة:
یک سر ببر، دشمنی از بین می رود.
یعنی اصل مشکل را حل کن تا دشمنی از بین برود.

۲۹. بات لیلة مع الجاج اصبح یقاقی:
با مرغ ها یک شب خوابیده، قد قد کرد.
این ضرب المثل به کسی گفته می شود که یک مدت کوتاهی با بعضی ها گذرانده ولی مثل آنها رفتار می کند.

۳۰. آتای (شای) العشیة خیر من بقرة مشویة:
چای عصرانه بهتر از یک گاو کباب شده است.
یعنی کمترین امکانات و نعمتی همراه با آسودگی خاطر بهتر از بیشترین امکانات همراه با اضطراب و منت گذاری است.

۳۱. فرحت الحزینة، خربت المدینة:
دختر غمگین؛ شاد شد، شهر خراب شد.
به دختر بد شانس گفته می شود.

۳۲. ما نبیعوش اللی یشرینا وما نکرهوش اللی یبغینا وما نغدروش اللی یثق فینا. الحمد لله هکذا تربینا:
کسی را که ما را خریده نمی فروشیم، و از کسی که ما را دوست دارد متنفر نیستیم و به کسی که به ما اعتماد کرده خیانت نمی نماییم. خدا را شکر اینطوری بزرگ شدیم و یاد گرفتیم.
راهنمایی و نصیحت برای ارتباط خوب با مردم.

۳۳. الخلطة تجیب الاهوال، تخلیک ما تفرق بین الحرام والحلال:
ارتباط با هر کسی موجب رنج می شود و دیگر آدم فرق بین حلال و حرام را نمی داند.
یعنی آدم نباید با هر کسی دوست باشد و ارتباط داشته باشد. بلکه با دقت وتوجه باید دوستانش را انتخاب نماید.



منبع:

1399/09/09
22:52:33
5.0 / 5
352
تگهای خبر: سرگرمی , فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۴
جاوید شو جاوید شو