قدمی در گزارش جاوید شو:

فرهنگ جهانی گرفتار تثلیث نامقدس پاپ، پورن، پاپ كورن است

فرهنگ جهانی گرفتار تثلیث نامقدس پاپ، پورن، پاپ كورن است

جاوید شو: فرید قدمی می گوید: امروزه آمریكائیزم بر جهان مسلط شده و فرهنگ خودرا كه من اسمش را تثلیث نامقدس پاپ، پورن و پاپ كورن می گذارم، بر كل جهان همچون ایران تحمیل كرده است.



به گزارش جاوید شو به نقل از مهر، در چند دهه اخیر معمول شده كه اهالی سیاست به جهت ثبت نام خود برای قرار گرفتن در معرض انتخاب مردم در انتخابات ها، چهره های هنری را با خود همراه می كنند. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ وقتی یكی از چهره های اصلی جریانی كه امروزه موسوم به انحرافی شده، برای ثبت نام خود بعنوان كاندیدا، عزت الله انتظامی را همراه كرد و این در صورتی بود كه این بازیگر پیشكسوت همان روزها با نگارش یادداشتی نوشت كه خبر نداشته كه به كجا می رود و به عبارتی گول این جریان را خورده است.
پس از آن در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ نیز تعداد خیلی از سلبریتی ها با پشتیبانی از كاندیدایی خاص، زمینه هایی را برای پیروزی او فراهم آوردند. این در صورتی بود كه در دهه های گذشته در ایران و جهان، خیلی از اهالی سیاست برای رأی آوردن در انتخابات ها چشم به حمایت اهالی اندیشه داشتند. تطور این درخواست حمایت ها شاید در همین مساله فرهنگ تقلیدی نهفته باشد. در گفتگو با فرید قدمی تلاش كردیم تا حدودی به واكاوی این مساله بپردازیم.
به قلم قدمی تا به امروز چهار رمان و دو كتاب در حوزه نقد انتشار یافته است كه از میان آنها می توان به رمان «پاره های پاریسی یا پوره ی پنیر و پروست» و كتاب نقد «سیاست ادبیات: تزهایی دربارهٔ نوشتار» اشاره نمود. بیشتر از ۳۰ ترجمه انتشار یافته نیز حاصل تلاش قلمی قدمی است كه همچون آنها می توان به ترجمه رمان مشهور «اولیس» از جیمز جویس اشاره نمود كه با استقبال مخاطبان در دو ماه به چاپ پنجم رسید. قدمی در سال ۲۰۱۶ نیز جایزه جهانی جیمز جویس را برای ترجمه كتاب «تبعیدی ها» از بنیاد جویس سوئیس گرفت، تنها ایرانی ای كه تا امروز موفق به دریافت این جایزه شده است.
رمان «ولگردهای دارما» و كتاب های شعر «هایكوهای آمریكایی» و «دور از بودا» هر سه اثر جك كروآك، «كریسمسِ گردی» از ویلیام باروز، «ای ناخدا ناخدای من» اثر والت ویتمن، «یكی آمریكا را به باد داد» نوشته امیری باراكا، «جلجتا» و «گربه و ماه» هر دو از ویلیام باتلر ییتس، «ویلارد و جایزه های بولینگ اش: یك رمان زیادی جنایی» اثر ریچارد براتیگان، «روزهای آرام در كلیشی» اثر هنری میلر و «خفاش ها در آستانه خودكشی» اثر سمیح القاسم از دیگر ترجمه های انتشار یافته این نویسنده، مترجم و منتقد فرهنگی است. به دعوت خانه ادبیات صوفیه، او امسال میلادی یكی از نویسندگان میهمان بلغارستان است.
به نظر می رسد با عنایت به آسان شدن روش های ارتباطی با جهانیان و آگاهی ایرانی ها از اتفاقات روز دنیا، مساله فرهنگ ایرانی راهی متفاوت از دوره های پیشین را در پیش گرفته است. در دوره های تاریخی ایرانی ها از فرهنگ مهاجم تأثیر پذیرفته و با محاكات از آن، طریق نوینی را در شاخه های مختلف فرهنگی پدید می آوردند. اما در زمانه امروز به نظر این روش منسوخ شده و صرفاً به تقلید تقلیل پیدا كرده است. نوع پوشش ایرانی ها و پیروی از مد جهانی، تقلید در حوزه های سینما (حتی در مضامین)، تقلید در هنرهای تجسمی و… به چشم می خورد. تحلیل شما از این وضعیت چیست؟
به طور كلی فرهنگ به واسطه متضاد خودش پیش می رود، یعنی به واسطه ضدفرهنگ. این ضدفرهنگ از هنر و ادبیات تولید می شود. كار عمده ضدفرهنگ ها به چالش كشیدن آداب و قواعد تثبیت شده فرهنگی است. با روند به چالش كشیده شدن این قواعد، شكل های نوینی از زندگی ارائه می شود كه در نهایت موجب پیشرفت است. مثلاً زمانی نه چندان دور در ایران و جهان فرهنگ شاه دوستی رواج داشت، اما روشنفكران و نویسندگان با كنش ضدفرهنگی شان آن فرهنگ را جر دادند، كاری كه دقیقاً وظیفه نویسنده است: جر دادن تشك خواب آور فرهنگ. در یك دوره ای در ایران این تأثیر از ترجمه رمان و فلسفه اتفاق می افتد. در دوره های متاخر اما دیگر این تأثیر را نمی بینیم، آنچه می بینیم فربه شدن ابتذال است، ابتذالی كه به واسطه تصویر رخ می دهد. در تصویر خبری از تفكر و تخیل نیست. در كتاب «سیاست ادبیات» این بحث را باز كرده ام.
یعنی كلمات جای خویش را به تصاویر داده اند؟
روند مدرنیته در ایران با تأثیر از كار روشنفكران غرب آغاز شد، كاری كه نویسندگان و مترجمان ما انجام دادند. اما غرب دیگر برای مردم ما منبع تفكر نیست، منبع ابتذال است. ذهنیتی كه امروز از غرب داریم به واسطه تصاویر است نه به واسطه كلمات. استیلای فرهنگ آمریكایی در این جهان تصویری كاملاً واضح است. امروز امریكائیزم به واسطه این تصاویر كاملاً بر جهان پیروز شده و فرهنگ خویش را كه من اسمش را تثلیث پاپ، پورن و پاپ كورن می گذارم، بر كل جهان تحمیل كرده است.
به طور كلی فرهنگ به واسطه متضاد خودش پیش می رود، یعنی به واسطه ضدفرهنگ. این ضدفرهنگ از هنر و ادبیات تولید می شود. كار عمده ضدفرهنگ ها به چالش كشیدن آداب و قواعد تثبیت شده فرهنگی است در قرن ۲۰ آمریكا استیلای خویش را از راه تهاجم نظامی پی می گرفت و نیروهای آنها در ویتنام و امریكای جنوبی و حتی شرق و خاورمیانه حضور قابل ملاحظه ای داشتند، اما حالا آمریكا دنیا را با این تثلیث نامقدس اش فتح كرده است و حتی اروپا با آن پیشینه فرهنگی نیز از آن در امان نبوده است. حالا قهرمانان عصر ما، از اروپا گرفته تا خاورمیانه، ستاره های پورن و پاپ هستند و در ذیل این فرهنگ یك یكدست سازی خاصی صورت گرفته است. جالب است كه البته این ها همه ذیل نام آزادی و دموكراسی می آید.
تأثیر این فرهنگ پاپ، پورن و پاپ كورن بر سیاست تابحال چگونه بوده است؟
بسیار چشم گیر. مثلاً ببینید: وزیر فرهنگ دولت راست افراطی در برزیل ستاره پورن بوده و رئیس جمهور آمریكا هم روابطش با بازیگران پورن معروف است. از قضا دلیل رأی آوردن ترامپ هم همین ابتذال اش بود، چیزی كه او را به مردم عادی پیوند می داد. الان قدرت تأثیر سیاسی كیم كارداشیان در نظم جهانی خیلی خیلی بیشتر از مثلاً الن بدیو، فیلسوف فرانسوی، است. حاضرم شرط ببندم كه در بسیاری از كشورهای امروز جهان اگر كیم كارداشیان از یك نامزد خاص حمایت كند بطور قطع او رئیس جمهور خواهد شد. مردم با بازیگران مبتذل بیشتر احساس نزدیكی می كنند، همچون به این علت كه می دانند خودشان هم می توانند جای آنها باشند و تفاوت چندانی میان شان نیست. همسر رئیس جمهور اسبق فرانسه مدل بوده. صدها مثال دیگر هم می شود زد. این در صورتی است كه در نیمه اول قرن ۲۰ چنین تصور و تخیلی از فرهنگ قرن ۲۱ غیر ممكن بود و باید برای شما بگویم كه هیچ مقاومت جدی ای هم در مقابل این جریان وجود ندارد. حتی نویسندگان ما، كه من آنها را چیزنویس می نامم، شیفته این فرهنگ شده اند. فلان شاعر ما سر از پا نمی شناسد كه بازیگر سینما شده! رمان ها را كه می خوانی انگار داری سناریوی فیلم های مبتذل تركی را می بینی. صحنه تئاتر شده صحنه روحوضی بازیگران سینما. تئاتر لاله زاری با نامهای مشهور سینما!
امروز امریكائیزم به واسطه این تصاویر كاملاً بر جهان پیروز شده و فرهنگ خویش را كه من اسمش را تثلیث پاپ، پورن و پاپ كورن می گذارم، بر كل جهان تحمیل كرده است در قرن بیستم رهبران سیاسی دنیا برای حفظ تأثیر خودشان در بین مردم اهتمام می كردند با نویسندگان و روشنفكران ارتباط بگیرند و با آنها روابط داشته باشند. این رابطه موجب تأثیر روشنفكران بر سیاستمداران هم شده بود. فیدل كاسترو، رهبر انقلاب كوبا رمان خوان قهاری بود و دوست نزدیك گابریل گارسیا ماركز و ارنست همینگوی. ارنستو چگوآرا نیز دوستی نزدیكی با ژان پل سارتر داشت. شخص لنین حتی بعنوان یك روشنفكر رهبری انقلاب ۱۹۱۷ را بر عهده گرفت و اتحاد جماهیر شوروی را تأسیس كرد. لنین با نویسندگان و روشنفكران روابط بسیار گسترده ای داشت. بعدتر آلنده را می بینیم كه یار غارش پابلو نروداست. یك روشنفكر راستین. اتفاقاً حمله نظامی امریكا به سال ۱۹۷۳ به كاخ ریاست جمهوری شیلی می تواند نشان بدهد كه بعدش جهان به چه سمتی خواهد رفت: تهاجم لمپن ها و نظامی ها به رهبرانی كه سیاست رهایی را پی گیری می كردند. یا در ایران دكتر مصدق و در مصر جمال عبدالناصر. حالا جای ناصر در مصر كی را داریم؟ یك مشت نظامی لمپن.
موافقم. پیشترها سیاستمداران ایران و جهان همگی از چهره های فرهیخته و اهل دانش بوده و نظام فكری درخور توجهی داشتند. آثار مكتوب بسیار مهمی هم از آنها در حوزه های مختلف از ادبیات و فلسفه گرفته تا اقتصاد و سیاست بر جای مانده است. با این اوصاف اما به ویژه در دو دهه اخیر به نظر می آید كه موج فرهنگ تصویری مبتذل حاكم بر جهان اهالی سیاست را نیز با خود برده است. حتی می توان اظهار داشت كه سیاستمداران نیز تمام تلاش شان را برای تبدیل شخصیت خود به یك سلبریتیِ در حوزه سیاست به كار گرفته و می گیرند.
در دوران معاصر سیاستمداران برای امر تأثیرگذاری به سراغ سلبریتی ها می روند و می خواهند از راه آنها سیطره هژمونیك خویش را بر عامه مردم تسری دهند. این روند در ایران نیز از جانب عده ای تبلیغ و پیگیری می شود و علناً می گویند كه ما باید خواسته های سیاسی خویش را از راه سلبریتی ها پیش ببریم و از راه آنها با مردم گفتگو نماییم. این در صورتی است كه سلبریتی ها بازیگران فرهنگند و هیچ تفكری ندارند و البته مسئولیتی نیز برای خود متصور نیستند. خیال خامی است كه گمان نماییم آنها توانایی فكر كردن به مناسبات فرهنگ، قدرت و سیاست را دارند. مساله سلبریتی ها پول است: از بنیادگرایان گرفته تا لیبرال ها و محافظه كاران و كمونیست ها هر كی به آنها پول بدهد بطور قطع هوادارش اند. پای مسئولیت و تعهدی به مردم و حقیقت وجود ندارد.
حاضرم شرط ببندم كه در بسیاری از كشورهای امروز جهان اگر كیم كارداشیان از یك نامزد خاص حمایت كند بطور قطع او رئیس جمهور خواهد شد. مردم با بازیگران مبتذل بیشتر احساس نزدیكی می كنند در دولت محمود احمدی نژاد، شخص او كه رئیس جمهور و نفر دوم كشور بود مدام با بازیگرهای سینما و تلویزیون قرار ملاقات می گذاشت این در صورتی بود كه هیچ نویسنده و یا روشنفكری در نزدیكی او دیده نمی شد و او نیز علاقه ای به دیدار آنان نداشت. در ضیافت های به اصطلاح فرهنگی رئیس جمهوری فعلی یعنی حسن روحانی نیز شما هیچ نویسنده ای را بجز محمود دولت آبادی نمی بینید و همه بازیگران سینما و تلویزیون هستند.
جهت گیری ها و لحن دولتمردان امروز جهان هم متأثر از فرهنگ معاصر مبتذل شده است و این اپیدمی جهانی در بین سیاستمداران است. پیشترها شما می توانستی درخشش تفكر را در سخنرانی های كسانی مانند نلسون ماندلا یا سالوادور آلنده ببینی، اما حالا دیگر چنین چیزی قابل مشاهده نیست و همه گرفتار آن تثلیث شوم هستند.
نسبت میان اقتصاد و فرهنگ در وضعیت فعلی چه نقشی را ایفا می كند؟ به عبارتی مساله اقتصاد یه تأثیری بر بازتولید نشانه های آن مثلث شومی كه مثال زدید (پاپ، پورن، پاپ كورن) در جامعه ایران گذاشته و عناصر فرهنگی چه بلایی بر سر اقتصاد نابسامان این روزها آورده اند؟
در ایران به طرز بسیار واضحی می شود تأثیر اقتصاد و فرهنگ را روی هم دید. روند ابتلاء شدن به سلبریتی گرایی و تأثیر سلبریتی ها در سیاست ایران نیز به علت ساختار اقتصادی غلط است. یكی از مهم ترین مفاهیم و اتفاقات واضح این روزهای اقتصاد ایران «پولشویی» است. وقتی كشور اقتصاد رانتی آلوده دارد، پول هایی كه بدون كار تولیدی به دست می آید احتیاج به شستشو پیدا می كنند و راحت ترین كار برای روند این پولشویی، سینما و فرهنگ است. رانتخواران فاسد برای پولشویی سرمایه گذار سینما شده اند و در این عرصه پا گرفته اند. آنها از راه عكس گرفتن با سلبریتی ها – كه پیش تر در ضمن روندی به خدایان امروز شده و مردم چشم به كنش های آنها در حوزه های مختلف دوخته اند– خویش را از چهره های رانتی فاسد به آدم هایی اهل فرهنگ تبدیل می كنند. نمایش ژست فرهنگ دوستی آنها نیز تمامی ندارد.
وضعیتی كه ما حالا گرفتارش هستیم زاده اقتصاد ناسالم می باشد. پول كثیف تبدیل می شود به یك فضای فرهنگی مبتذل و آلوده و در كنش متقابل فعالان فرهنگی نیز آغاز به ترویج و تبلیغ این چهره های فاسد اقتصادی و سیاسی می كنند. كسانی كه در این فضا هستند، سم آنرا به تمام جامعه پخش می كنند. ازاین رو كثافت ناشی از پول های رانتی به دست آمده فقط در سینما پخش نمی گردد بلكه كل جامعه را دربر می گیرد. خیلی از مردم فقیرند و در عین حال عاشق و شیفته همین بازیگران فرهنگ اند و در عمل از آنان تقلید می كنند. مردم به همین سلبریتی هایی قدرت داده اند كه همچون عامل فقر مردم اند.


منبع:

1398/05/17
18:28:25
5.0 / 5
89
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۴ بعلاوه ۳
جاوید شو جاوید شو