واكنش به ایستادگی در برابر آمریكا و انگلستان

باردیگر افتخار به ایران اگر اصلاح طلبان و اصول گرایان بگذارند

باردیگر افتخار به ایران اگر اصلاح طلبان و اصول گرایان بگذارند

جاوید شو: ایستادن در مقابل ابرقدرت هایی كه كماكان تصور می كنند قرون پیشین میلادی و دوران استعمار آنهاست افتخار این روزهای ایرانی هاست. فخر به ایرانی بودن اگر سیاسیون بگذارند می تواند ادامه داشته باشد.


خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ- حمیدرضا بوالی ۱. هفته پیش ظاهراً به سبب وجود مناسبتی در تقویم پرمناسبت ایرانیان تبلیغات شلوغ و وسیع و پرحجمی در ایران درباره حجاب انجام شد. تبلیغ درباره حجاب اصولاً در ایران نیاز به دقت بسیار فراوانی دارد و در سالهای اخیر به سبب حساسیت های به وجود آمده نیاز به شرایطی بسیار هوشمندانه تر و سخت تر هم پیدا كرده است. در مجموعه تبلیغات صورت گرفته امسال نیز خلاقیت های قابل توجه و هوشمندانه ای پیدا شد اما در كمال تاسف طبق پیش بینی های قبلی، خروجی مجموعه تبلیغات مختلفی كه با انواع و اقسام شیوه ها همچون برگزاری تجمعات پرتعداد و همین طور تبلیغات خیابانی و مترویی و … انجام شد نهایتاً ناظر به گزاره ای شبیه به این بود: "چادری ها آدم خوب ها و غیرچادری ها آدم بدها هستند. " این تبلیغات وسیع كه با حمایت های دولتی و حاكمیتی ویژه نیز برگزار شده بود اگر تبعات اجتماعی دیگری نداشت نهایتاً در خوش بینانه ترین تصور به تفكر «جدایی» در شرایط ویژه جامعه امروز ایران دامن می زد. اینكه آدم ها را تنها بر حسب نوع پوششی كه انتخاب نموده اند مورد قضاوت اخلاقی قرار دهیم و آنها را از زاویه حكومت به دسته ها و گروه های مختلفی تقسیم نماییم كه وجه تفاوت آنها تنها چادری بودن یا نبودن شان است طبیعتاً نه تنها از اصول حكومت داری به دور است بلكه با مبانی عقلی سلیم كه مشاهده گر دقیق ایران در این روزها باشد نیز متعارض است. این عینكی بود كه شهروندان ایرانی تصور می كردند دستگاه های سیاست گذاربا آن در حال دیدن آنها هستند. طبیعی است كه تصور وجود چنین نگاهی از طرف مسئولین دولتی و حكومتی به شهروندان ایرانی چه تبعات سنگینی در تعریف آنان از خود و جایگاهشان در سرزمینی دارد كه به آن متعلقند. جدا افتاده در جامعه ای كه كسی به رسمیتش نمی شناسد طبیعتاً به شكلی متفاوت به این سرزمین و حكومت و هر آنچه مربوط به آن است نگاه می كند. ۲. دو سال قبل زلزله خطرناكی در مناطقی از كرمانشاه صورت گرفت. تلفات زلزله بالا بود و روستانشینان چند منطقه به شدت لطمه دیده بودند و نزدیك بودن فصل سرما در آن مناطق سردسیر ماجرا را به یك بحران ملی نزدیك كرده بود. ارگان های امدادرسان، مثل همیشه به پا خاستند، كوشش برای بیرون كشیدن اجساد از زیر آوارها آغاز شد، چادرهای امدادی برپا شد، سیل كمك های مردمی به سمت مناطق غرب ایران روانه شد و البته كه مثل همیشه، مثل همیشه شرایطِ بحرانی، برخی ناهماهنگی ها و ندیدن ها و كاستی ها هم صورت گرفت. درست در همان روزهای اول به وجود آمدن این بحران ملی، در سمت دیگر ماجرا، كیلومترها دورتر از ازگله، روستایی كه ۸۰ درصد آن ویرانی دیده بود؛ لشكر كم برخی از اهالی خموده فضای مجازی، مشتریان ثابت فضای مجازی، و تلگرام بازها و اینستاگرامرهای حرفه ایِ متعلق به یك جریان سیاسی به شور و هیجان آمده بودند و با حمایت برخی چهره های سیاسی بدون كوچك ترین ملاحظه ای خیلی زود مشغول هلهله و پایكوبی بر سر اجساد بیچارگان زلزله زده شدند. انتقام گیری سیاسی از نظام به بهانه یك فاجعه طبیعی سرانجام كار پشت موبایل و كامپیوترنشینان، این جماعت سیاسی كار را به اینجا رساند: دست و پا زدن های مبتذل و خطرناك درباره صحت و سلامت فعالیت ارگان های امدادی نظام مثل هلال احمر در آن شرایط بحرانی كه نیاز مبرم و حیاتی به كمكهای مردمی وجود داشت و تنها راه كمك رسانی همین ارگان های امدادی بودند. بازی ای كه یك سرانجام بیشتر نداشت؛ در موقع اعلام نیاز فوری ارگان های امدادی، پخش شایعه فروش اقلام امدادی در بازار آزاد فقط یك نتیجه برای مردم بیچاره ای داشت كه شاید حیاتشان فقط به یك بسته دارویی یا غذایی بسته بود. در شرایط بحرانی ای كه آدمها وقت و فرصت پیگیری منبع شایعه را نداشتند. این زلزله زدگان كرمانشاهی بودند كه حالا باید هزینه لج بازی بچه گانه جماعتی از سیاسیون با جمهوری اسلامی را در بحرانی ترین دوره زندگی شان می دادند. مخالفت با جمهوری اسلامی و كوشش برای ضدیت با این نظام به هر قیمتی، كار این جماعت را سرانجام به این بحران اخلاقی و این فرومایگی كشاند، بازی با جان آدم ها برای زدن اندك ضربه ای به وجهه یك حكومت. نام این بازی كنندگان با جان مردم به صرف مخالفت با جمهوری اسلامی در تاریخ ایران باقی ماند و تجربه تلخی نزدیك شدن به جدایی ایرانیان از هم به صرف بهانه های قومیتی در حافظه تاریخی همه مان. اگر این تبلیغات سیاسی ادامه پیدا می كرد، وسعت بیشتری می یافت و سیاسی بازان فرصت بیشتری پیدا می كردند؛ هم كرمانشاهی ها تصور می كنند جزئی از ایران نیستند و هم سایر مردمان ایران تصور می كردند كه میان آنها و دیگرانی دیواری بزرگ چیده شده است كه آنها را از تعلق به سرزمین ایران جدا می كند. ۳. سالها می گذرد از آخرین باری كه عموم مردم ایران گرد پرچم سه رنگ ایران جمع شدند و افتخار كردند به متعلق بودن به این سرزمین. مشكلات معیشتی و ناكارآمدی سیاست های اقتصادی و از آن مهمتر دعواهای سیاسی مختلف سیاسیون مهمتر از هر نتیجه دیگری كه در اداره مملكت ایران داشته است به ناامیدی عمومی از آن چیزی كه حس افتخار و تعلق به این كشور نامیده می شود دامن زده است. در بزنگاه های مختلفی مثل دو موردی كه ذكر شد همواره تصور جدایی توسط سیاسیون چسبیده به ایده ها و منافع جناحی دامن زده می شد و فرهنگ عمومی ایرانیان در سال های اخیر جز در رقابت های ورزشی دلیل دیگری برای افتخار كردن به سرزمین ش پیدا نكرده است. پرچم سه رنگ ایران هر بار در انتخابات ها و راهپیمایی ها این مناسبات روتین شده جامعه بیرون می آید و بلافاصله به كنج پستوها برمی گردد. اما این اتفاق حالا رخ داده است. حالا این دفعه پس از سالها دو حادثه متوالی ساقط كردن یك پهپاد پیشرفته و گرانقیمت آمریكایی و عدم توانایی آمریكایی ها در واكنش نشان دادن به این اتفاق و سپس توقیف یك نفتكش انكلیسی در پاسخ به توقیف یك نفت كش ایرانی در جبل الطارق زمینه ای برای به وجود آمدن حس افتخار به ایران به وجود آورده است. سرزمینی كه حالا وقتی پای منافع ملی وسط آمده است با دو ابرقدرت مسلط دنیا در افتاده و آنها را تحقیر كرده. به ازای تاریخ پر از تحقیری كه دویست سیصد سال پیش ایرانی ها تجربه كرده اند به ایرانی ها حس مثبت و افتخارآمیز می دهد. واكنش های فضای مجازی به این اتفاق در شرایطی كه فضای مجازی ایرانی عموماً نق زن و بهانه گیر تعریف می شود به شدت امیدواركننده است و این دفعه نشان داده است كه همه كسانی كه به دلیلهای مختلفی همچون تضاد در سلایق سیاسی در سالهای اخیر رودرروی یكدیگر ایستاده اند هم می توانند پای چیزی به نام منافع ملی گرد هم آیند. فضای مجازی از شب گذشته مملو از واكنش های غرورآمیز به اتفاق بزرگ ایران در منطقه بوده است. ماجرا البته تنها به فضای مجازی هم محدود نمی گردد. حس غروری كه در فضای عمومی ایرانیان در شرایط فعلی به وجود آمده است حداقل در سالهای اخیر به دلیلهای زیر بی سابقه به نظر می آید. اول اینكه این حس غرور متعلق به قشر و محدوده خاصی از ایرانیان نمی گردد، عمومی است و هر كسی كه نام ایران در رزومه زندگی اش وجود دارد خوشحال است و افتخار می كند به این دو حركت. دوم اینكه در یكی از معدود موارد اتفاقات رخ داده در جامعه ایرانی این سالها؛ اكثریت جامعه ایرانی بر روی مثبت بودن حركتی كه از طرف حكومت برنامه ریزی و اجرا شده است اتفاق نظر دارند. ماجرا البته مثل همیشه مطلق نیست و طبیعتاً مثل همیشه نق زن ها و غرغروها، ناامیدان از زمان و مكان بابی دیگر برای گلایه و نفرین بر این وضعیت پیدا كرده اند و كماكان نق می زننند. اما این اتفاق و همین طور ماجرای سیل مناطق شمالی و غربی كشور در ابتدای سال جاری نشان داد كه اگر دست های سیاست باز مردم ایران را رها كنند امكان رهایی آنها از حب و بغض های پنهان كننده منافع ملی وجود دارد. سه استان گلستان، لرستان و خوزستان در ابتدای جاری شاهد حماسه ای ناگفتنی از حضور همه اقشار مردمی برای كمك به مقاومت در مقابل آب های خروشان ریشه كن كننده زندگی بود. حالا امسال در میانه سال حماسه نیروهای نظامی كشور در ایستادن در مقابل زورگویی های قدرت های جهانی همان پپام را دارد: اینكه روزگار تغییر كرده است. این فاز مبارك و پسندیده رها شدن از مسیر تنگ و باریك و پرخطر موضع گیری بر حسب ضدیت با سیستم تبلیغاتی نظام ایران، اتفاق كوچكی نیست و این همان آرمان «ایران بزرگ» است، آرمانی كه جناح و سلیقه سیاسی نمی شناسد، ژست روشنفكری سرش نمی گردد، دعواهای صنفی را فراموش می كند و به وقتش كه می شود برمی خیزد.


منبع:

1398/05/02
11:51:35
5.0 / 5
2174
تگهای خبر: برنامه , دستگاه , سلامت , فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۱
جاوید شو جاوید شو