گفت وگوی مهر با امیركاووس بالازاده؛

یلدا یعنی غمگین نباشی، یادگاری دوران تولید را مصرف زده اش نكنیم

یلدا یعنی غمگین نباشی، یادگاری دوران تولید را مصرف زده اش نكنیم

به گزارش جاوید شو بالازاده اسطوره شناس اعتقاد دارد كه آیین یلدا آیین شادباش است و از دورانی به امروز رسیده كه ایرانی ها تولید كننده بودند، اما امروزه این آیین و دیگر آیین ها به مصرف زدگی و نمایش آلوده شده اند.



به گزارش جاوید شو به نقل از مهر، یلدا یا شب چله از كهن ترین آیین های ایرانی است كه فلسفه خاص خودش را دارد و دقت در آن مسائل مهمی از فرهنگ كهن و گذشته ایرانی ها را آشكار می كند. همه ما این آیین را برگزار می نماییم و به دیدار همدیگر می رویم و از بزرگترها دیدار می نماییم، اما این برگزاری این سال ها همراه شده با وجهی از نمایش و مصرف زدگی. شاید ما صرفا این آیین را بحای می آوریم تا آنرا بجای آورده باشیم و از فلسفه آن بی خبر هستیم.
به مناسبت در پیش بودن یلدایی دیگر با امیركاووس بالازاده، اسطوره شناس به گفت وگو نشستیم تا شاید به بخشی از رمزهای یلدا دست پیدا نماییم. بالازاده عضو هیات علمی دانشكده هنر و معماری دانشگاه آزاد واحد تهران مركز و پژوهشگر و مدرس اسطوره شناسی و فرهنگ عامه است. او از شاگردان زنده یاد دكتر مهرداد بهار بود و كتاب «مهر و داد و بهار: یادنامه دكتر مهرداد بهار» به كوشش او انتشار یافته است. از دیگر تالیفات انتشار یافته او می توان به «جنگ، نمایش، اسطوره»، «پسر شهرزاد»، «موسم نور»، «فرهنگ یك جلدی فارسی معین» و «فرهنگ نام ایرانیان» اشاره نمود.
اگر موافق باشید بحث را با نمادهای اصلی «یلدا» در فرهنگ و اساطیر ایران آغاز نماییم. بفرمایید كه این نمادها در فرهنگ امروز ایران حامل كدام معانی هستند؟
درباره واژه یلدا پژوهش های مهمی انجام شده و بسیاری معتقدند كه این واژه به مفهوم تولد است. نماد مهم «یلدا» خورشید است و در واقع در ایام آخر پاییز بسیار كوچك شده و از یلدا به بعد می رود تا بلند شود. ازاین رو به نظر می آید یلدا به مفهوم تولد و تولد خورشید است. گمان می رود كه واژه یلدا، تعریب شده باشد، اما برخی ایران شناسان اعتقاد دارند كه چون «ر» گاهی در زبان فارسی به «ل» تبدیل و مثلا «دیوار» بدل به «دیفال» می شد، امكان دارد اصل واژه «یلدا» هم «یردا» بوده و «یر» آن با واژه سال در زبان آلمانی و «year» انگلیسی از یك تبار باشد. پس برخی یلدا را به مفهوم تولد و برخی هم به معنای سال گرفته اند سالی كه آغاز و تقویمش با از آغاز دی ماه آغاز می گردد.
بسیاری معتقدند واژه یلدا به مفهوم تولد است. نماد مهم «یلدا» خورشید است و در واقع در ایام آخر پاییز بسیار كوچك شده و از یلدا به بعد می رود تا بلند شود
منتهی این تقویم بعدها گرفتار فعل وانفعالاتی شده و بسیاری گمان می كنند اتفاق تولد مهر در این شب یعنی شب یلدا رخ داده و چون مهر مسیحاست و حافظ هم در اشعارش به مهرمسیحا اشاره نمود، بسیاری گمان دارند كه این تقویم با تولد مهرمسیحا شروع شده و ادامه پیدا كرده است. حالا مسیحیان كه خیلی از آیین هایشان تحت تاثیر آیین های مهری است، اعتقاد دارند كه روز چهارم دی تولد حضرت مسیح(ع) است. در صورتیكه به نظر این اشتباه می آید. یعنی تولد مسیح(ع) در آن اعتقاد باید قاعدتا در همان شب یلدا یعنی بین ۳۰ آذر و اول دی اتفاق افتاده باشد و این رفتن به روز چهارم به خاطر فعال و انفعالاتی است كه در كبیسه گرفتن سال پیش آمده است. به همین ترتیب تقویم میلادی كه از ۱۱ دی شروع شده به نظر درست نمی آید.
پس اساسا یلدا جشن تولد خورشید است. خورشیدی كه آرام آرام سردر آورده و بزرگتر و بزرگتر می گردد تا در اول تابستان به اوج خودش برسد.
نمادهای آیین مهر هم ارتباطی با یلدا دارند؟ و آیا می توان با همسنجی میان این دو مثلا به خوراكی هایی رسید كه مردم در زمان كهن در یلدا مصرف می كردند؟ مثلا یكی از نمادهای آیین مهر «خروس» است. آیا از گوشت خروس در شام شب یلدا استفاده می شد؟
قاعدتا خروس در آیین یلدا حضور داشته، اما گمان نمی كنم این خروس در سفره شام یلدا بوده باشد. در دین زرتشت و عقیده پیشینیان ما این باور وجود داشته كه وقتی خروس آواز می خواند، اهریمن پراكنده می گردد. شب یلدا درازترین شب سال است و در تفكر زرتشتی شب نماد اهریمن است و به همین دایا مردم شب ها دورهم جمع شده و آتش روشن می كردند. در بعضی از مناطق ایران در شب یلدا آیین هایی برگزار می شد كه به آن آیین آتشان می گفتند.
روشن كردن آتش، به مفهوم این است كه در اینجا نوری وجود دارد و اهریمنی كه می خواهد در شب حمله كند با دیدن این نور به كناری برود. خروس در زمره حیوانات مقدس در دین زرتشت است كه آواز و نمادش سبب می گردد اهریمن فرار كند. در متون اوستایی هم گفته شده كه با آواز خواندن خروس اهریمن فرار می كند. در نتیجه قاعدتاً باید در شب یلدا جایگاه خاصی به خروس داده می شد، اما ما امروز چیزی از آن نمی دانیم و اثری از آن نمی بینیم.
قاعدتاً یلدا باید با آیین های كشاورزی ارتباط داشته باشد. در زمستان زمین استراحت كرده و فعل و انفعالاتی در آن تولید می شد تا برای كشت بهار آماده شود. برنامه های آیین یلدا هم بیشتر به كشاورزی مرتبط هستند. امروزه جامعه ما نه صنعتی است و نه كشاورزی و خیلی از چیزها در آن رنگ باخته و هویت ندارند
یك مساله مهم برای فرهنگ امروز ایران تاثیراتی است كه آیین های سنتی می توانند در ارتقای این فرهنگ داشته باشند. در آیین یلدا چه نمادها و المان هایی وجود داشته كه امروزه فراموش شده؟ در ذات این جشن و این آیین چه چیزهایی وجود داشته كه ما حالا از آن غافل هستیم؟
قاعدتاً یلدا باید با آیین های كشاورزی ارتباط داشته باشد. در زمستان زمین استراحت كرده و فعل و انفعالاتی در آن تولید می شد تا برای كشت بهار آماده شود. برنامه های آیین یلدا هم بیشتر به كشاورزی مرتبط هستند. امروزه جامعه ما نه صنعتی است و نه كشاورزی و خیلی از چیزها در آن رنگ باخته و هویت ندارند. خیلی از آیین ها و جشن های ما هویت خویش را از دست داده اند، چون كه شرایط اجتماعی و فرهنگی ما مثل سابق نیست. ما مانند دوره های گذشته دیگر ملتی كشاورز نیستیم. اغلب مردم در شهر زندگی می كنند و شهرنشینی باب شده است. در نتیجه می بینید با آمدن یلدا هجم عظیمی از تجمل به آن اضافه می گردد.
ما امروز یك جامعه سنتی و حتی یك جامعه مدرن هم نیستیم و یك ساختار حاشیه ای داریم كه این ساختار از فرهنگ های غالب متعددی تاثیر گرفته است. شهر ایرانی امروزه یك شهر بی دروپیكری است كه هیچ چیزش با هم هماهنگ نیست. در این حالت آیین ها استحاله پیدا می كنند. شما می بینید كه در این سال ها قطاری برای یلدا درست شده كه مردم را سوار می كند. یا رستوران ها آگهی برای شب یلدا می دهند و شام و موسیقی در آنجا با مبالغی كلان مصرف می گردد. هدف از آیین یلدا كه این چیزها نبوده است.
یلدا مانند نوروز یك آیین كشاورزی بوده است، اما امروز از لباس اصلی خود به درآمده و داخل در یك لباس دروغین و جعلی شده است. بنابراین است كه مردم در آن به تجمل روی آورده اند. شاید این تجمل تصنعی به علت نبودن تفریح برای مردم است. ببینید به جهت اینكه یك شب تفریح كنند حاضرند پول های زیادی خرج كنند و فی المثل ترافیك سنگینی را كه در این شب درست می گردد حمل كنند تا دقایقی را دور هم جمع شده و به شادی دست یابند. واقعیت را بخواهید من این شادی را تصنعی می بینم و اصلا هیچ چیز شادی در این روند وجود ندارد.
شادباشی و سرخوشی ذات این آیین بوده است؟
بله صد در صد بوده. اساساً در ایران باستان به این مفهوم كه امروز گفته می گردد غم جایگاه چندانی نداشته است. البته نظریه دیگری هم وجود دارد كه در ایران باستان هم برخی موبدان باور داشتند كه این جهان بی اعتبار است و شادی در آن معنایی ندارد و بنابراین هم مردم را به عزا و عزاداری سفارش می كردند. این نظریه وجود دارد اما واقعیت را بخواهید من در متون كهن چیزی در خصوص سفارش به غصه خوردن ندیده ام.
یلدا مانند نوروز یك آیین كشاورزی بوده است، اما امروز از لباس اصلی خود به درآمده و داخل در یك لباس دروغین و جعلی شده است. بنابراین است كه مردم در آن به تجمل روی آورده اند. شاید این تجمل تصنعی به علت نبودن تفریح برای مردم است. ببینید به جهت اینكه یك شب تفریح كنند حاضرند پول های زیادی خرج كنند
در دین زرتشت گفته می گردد كه انسان زاده اهورامزدا است و او مایل نیست انسان غمگین باشد در نتیجه بیشتر شادی سفارش می گردد. طبیعتاً جمع شدن مردم زیر كرسی ها در شب یلداهای قدیم نوعی مبارزه با اهریمن تلقی می شد. البته در آن دوران هم معمولا سردی زمستان خیلی سخت بود و مثل امروز نبود كه پیشرفت تكنولوژی روی شرایط اقلیمی اثر گذاشته و سرمای زمستان را كمتر كند.
مردم قدیم با روشن كردن آتش، گفتن، خندیدن و شاد بودن در یلدا تلاش می كردند اهریمن را در درازترین شب سال فراری دهند و شب هر چه زودتر سپری شده و بامداد آید. وقتی طلیعه خورشید دیده می شد مردم شادمان به منازلشان می رفتند. به چنین مراسمی غم راهی نداشته است.
یعنی می فرمایید كه این شادباش و شاد بودن یك آیین مذهبی و معنوی بود؟ در متون هم داریم كه با جمع شدن خانواده یك آیین دعاخوانی و طلب آرزوی خیر كردن هم وجود داشته است.
بله دقیقاً این طور بود.
ازاین رو یلدا شب مبارزه با اهریمن بود و برآمدن روز نشانه پیروزی بر اهریمن. این شب در دوره های مختلف تاریخی چگونه و با چه برنامه هایی به روز می رسید؟
بزرگترهای جمع و پیران قوم قصه خوانی می كردند و مثلا داستان های شاهنامه را می خواندند. در دوره های مختلف حافظ خوانی هم می شد، البته مردم حافظ را درست نمی شناختند و هنوز هم همچنین است. ما با حافظ بیشتر فال می زنیم. همینطور قصه های بلندی چون «سمك عیار» و «امیر ارسلان نامدار» هم بسیار طرفدار داشت و بسیار خوانده می شد. یعنی فضایی درست می شد تا این قصه ها هم گفته شود. ازاین رو فضای یلداهای قدیم بیشتر به گفتن و شنیدن و البته بیشتر شنیدن بوده است. مردم اعتقاد داشتند كه با بیان این قصه ها زمان زودتر سپری شده و روز یعنی ساعت پیروزی بر اهریمن زودتر از طریق می رسد.
در دین زرتشت گفته می گردد كه انسان زاده اهورامزدا است و او مایل نیست انسان غمگین باشد در نتیجه بیشتر شادی سفارش می گردد. طبیعتاً جمع شدن مردم زیر كرسی ها در شب یلداهای قدیم نوعی مبارزه با اهریمن تلقی می شد
نكته ای را درباره تاثیر آیین مهر بر مسیحیت فعلی بیان كردید، شجاع الدین شفا هم در كتاب «تولدی دیگر» به آن اشاره كرده بود. یعنی در دوره های اولین مسیحیان برای ماندگاری آیین خود، روزها و اتفاقات مهم مسیحی را در اصل در تقویم مهری گذاشتند. روند عجیبی كه امروزه در بین ایرانی ها باب شده در تهیه درخت كاج كریسمس، امكان دارد ارتباطی به خدای خورشید و مهر در كیش مهری داشته باشد؟
استاد ما مرحوم دكتر مهرداد بهار كه واقعاً جایش در بهشت باد، مقاله مهمی با عنوان «درخت مقدس» دارد. اساساً در تفكر ایرانی درخت هرقدر كه كهن سال تر باشد مقدس تر است. در تاریخ داریم كه درخت سروی در كاشمر بود كه اعتقاد داشتند توسط زرتشت كاشته شده است. این درخت را خلفای عباسی از بیان می برند كه سبب سرخوردگی و ناامیدی مردم می گردد. همینطور در تواریخ نوشته شده كه سپاه هخامنشی وقتی به سرزمین های مختلف حمله می كرد بخصوص در یورش های خود به یونان، در راه به هر درخت كهنی كه می رسیدند، اشیای تزیینی روی آن آویزان كرده و آنرا آبیاری می كردند و گرامی می داشتند و سپس به مسیر خود ادامه می دادند. ازاین رو درخت هرچه كهنسال تر باشد در تفكر ایران باستان جایگاه خاصی داشته است. من حدس می زنم كه آنچه در آیین مسیحی نسبت به درخت كاج كریسمس وجود دارد، تجلیاتی از تقدس درخت كهنسال در ایران باستان است، اما اثبات شده نیست و نباید گفت ایرانیانی كه در ابتدای دی درخت كاج تهیه می كنند مشغول پاسداشت آیینی از ایران باستان هستند. خیر این چنین نیست.
در اینجا این كلام شما بسیار مهم می باشد كه بیان كرد ما نه سنتی و نه مدرن هستیم. در این دوران گذار معمولا درباره آیین ها ما با نوعی از استحاله مواجه هستیم. بنابراین درباره آیین شب یلدا هم بدون آنكه نسبت معناداریِ آن بین كیش مهری و مسیحیت درك شود، وارد فاز مصرفی نمایشی شده است. یعنی درباره این آیین بومی خودمان هم دوست داریم شبیه غربی ها شویم شاید كه در دید دیگران پیشرفته تر به حساب آییم. نظر شما در این باره چیست؟
كاملاً با نظر شما موافقم. امروزه جامعه ما متاسفانه مقلد شده و در نتیجه معنای خیلی از نشانه هایی را كه مصرف می كند، نمی داند. ما ملتی مصرفی بار آمده ایم و این مصرف گرایی اثرات مخربی بر فرهنگ ما دارد. مدام به سمت چیزهایی می رویم كه بیشتر به چشم بیاید. این روند مخرب به جشن ها و أیین های ما هم راه پیدا كرده است و همه تلاش دارند برای بیشتر نمایش دادن بیشتر خرج كنند. این در صورتی است كه در دوره های پیشین این گونه نبوده است.
اگر شما به منابع كهن درباره یلدا رجوع كنید، متوجه خواهید شد كه چون چیزی به اسم یخچال وجود نداشت، مردم از آغاز پاییز مقداری از خوردنی های رایج خویش را در زیرزمین های خنك و یا سردابه ها قرار می دادند تا در این شب خاص كه همه دورهم جمع می شدند آن خوردنی ها را درآورده و در كنار هم مصرف كنند. آنها هیچگاه نمی رفتند از بیرون مثلا كشمش یا نخودچی خریداری كنند. اصلا یلدا آیینی است برای جامعه ای كه تولید كننده است. جامعه ما هم در دوران كهن تولید كننده بود و از همه چیزهایی كه خود تولید می كرد در شب یلدا بهره می برد. ما امروزه هیچكدام از اینها را نداریم. ما مصرف كننده هستیم و برای نمایش هرچه بیشتر در این مسابقه مصرف مدام اقلام را از خارج وارد می نماییم. این واردات اقلام قاعدتا به واردات فرهنگ هم می انجامد. در این حالت كه شكل اصیل آیین ها باقی نمی مانند.
مردم از آغاز پاییز مقداری از خوردنی های رایج خویش را در زیرزمین های خنك و یا سردابه ها قرار می دادند تا در این شب خاص كه همه دورهم جمع می شدند آن خوردنی ها را درآورده و در كنار هم مصرف كنند. آنها هیچگاه نمی رفتند از بیرون مثلا كشمش یا نخودچی خریداری كنند. اصلا یلدا آیینی است برای جامعه ای كه تولید كننده است
حتی نماد كریسمس و عید مسیحی را هم ما وارد كرده ایم و این گونه نبوده كه از باورهای كهن خودمان بگیریم.
دقیقا درست است. آیین های بومی ایرانی واقعا استحاله پیدا كرده اند. در همین آیین شب یلدا همه فكر می كنند كه باید حتما هنداونه مصرف كنند و این مرسوم شده در صورتیكه به نظر من هندوانه هیچ معنای سمبلیكی ندارد تا در آیین یلدا مصرف شود. تازه در این دوران كجا آن هندوانه های قرمز قدیم پیدا می شود؟ هندوانه برای تولید به آب زیادی نیاز دارد. در كشوری كه بحران آب دارد، شما تخمین بزنید كه برای همین هندوانه شب یلدایش كه گفتم هیچ معنای سمبلیكی هم ندارد چه مقدار باید آب مصرف كند؟ هیچكس به این نكات توجه ندارد و همه می خواهند به قول خود با خرید هندوانه سنت را حفظ كنند!
در حالی كه این روند حفظ سنت نیست و ما بجز محتوا ساختار سنت را هم از دست داده ایم!
بله. ببینید امروزه كشاورزی ما مانند كشاورزی دوره قدیم نیست و عجیب آنكه حتی مدرن هم نشده است. یك ساختار من درآوری دارد. همینطور مردم به علت شرایط اجتماعی و فرهنگی كه امروز هست تلاش دارند گذشته را بازسازی كنند، اما چه گذشته ای؟ در اصل دارند گذشته ای را بازسازی می كنند كه وجود خارجی ندارد. ایراد اصلی در اینجاست. به نظر من ما در دورانی زندگی می نماییم كه حتی نمی گردد نام آنرا دوران گذار گذاشت. دوران گذار دورانی است كه جامعه در حال حركت رو به جلو است، اما ما كه روبه جلو حركت نمی نماییم، ما یا درجا می زنیم یا به عقب می رویم.
در دهه های گذشته این مساله نمایشی شدن وجود داشت؟ من فكر نمی كنم كه حتی در دوران پهلوی هم كه كل حكومت تمایل شدید به غرب داشت و مدام نمادهای غربی را وارد می كرد و فضای فرهنگی كشور هم غربی شده بود، مردم به مصرف نشانه های آیین مسیحیت گرایشی نشان داده باشند! مثلا آیا در دوران پهلوی ایرانی ها مسلمان به خرید نمادهای عید ژانویه و بزرگداشت این عید اقدام می كردند؟
ایراد بزرگ ما در برخوردهایی است كه بالادستی ها با پایین دستی ها می كنند. ببینید وقتی مقرر است روی مساله ای دست گذاشته و مردم را از آن نهی كنید باید درست و عالمانه دلیل این نهی را توضیح بدهید. چنین چیزی اتفاق می افتد؟ بطور قطع خیر. هر انسانی با نهی دستوری بدون عرضه دلیل مقابله می كند و درست برعكس نهی فرمانی عمل می كنند. ببینید خیلی از آیین های شادی آور گذشته امروزه منسوخ شده اند. ما در طول سال عزاداری هم زیاد داریم. ملت نیاز به شادی دارند و وقتی شادی و تفریح را از آنها بگیریم به سمت مسائل و آیین هایی پناه می برند كه برای خودشان نیست و درك درستی از آنها ندارند. به عبارتی با رجوع به این آیین ها می خواهند شادی كاذب برای خود درست كنند.

1397/10/06
14:59:19
5.0 / 5
3126
تگهای خبر: برنامه , فرهنگ , هنر
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۳
جاوید شو جاوید شو