دكتر داوری اردكانی:

بعد از كرونا همه چیز به شرایط قبل باز نمی گردد

بعد از كرونا همه چیز به شرایط قبل باز نمی گردد

به گزارش جاوید شو عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران با بیان این كه پس از كرونا همه چیز به شرایط قبل باز نمی گردد، اظهار داشت:  از جمله مسائل مهم در ماجرای كووید 19 منشاء این بیماری است، اگر منشاء و آغاز را بدانیم اختتام را بهتر می توانیم حدس بزنیم. اگر ویروس طبیعی باشد، شاید راه علاجی برای آن پیدا شود؛ اما اگر زاده و ساخته خودش باشد، از عهده دفعش برنمی آید و حداكثر واكسن می سازد. كووید 19 اگر برود، بعید است به این سرعت برگردد؛ اما باید منتظر كووید 20 و كوویدهای دیگر بود و چه بسا كه این تسلسل ادامه خواهد یافت.


به گزارش جاوید شو به نقل از ایسنا، دکتر رضا داوری اردکانی در همایش مجازی ابعاد انسانی - اجتماعی مسئله کرونا طی سخنانی با موضوع: «تأملات فلسفی درباره کرونا؛ نگاهی فلسفی به آثار و آفات کرونا»، اظهار نمود: کرونا تابحال منشاء لطمه ها و آثار زیان باری در کشور ما و همه جهان بوده و چه بسا که آثار بیشترش نیز در آینده ظاهر شود؛ این را هم گفته اند که کرونا آمده است تا سیر فروپاشی جهان را سرعت بخشد هر چند کسانی انتظار دارند بعد از کرونا تعدیل هایی بر نظام های سیاسی کشورها در جهت صلاح عمومی صورت گیرد، آنچه که تابحال روی داده است آفت هایی مثل افزایش تعداد بیکاران و گرسنگان و ایجاد پریشانی در اقتصاد تولید و نوعی بلاتکلیفی در اقتصاد بین الملل و تعطیلی رسوم دینی و در خانه نشینی مردمی که تنهایی را به سادگی تاب نمی آورند. البته صحنه های زیبای گروه های مردمی و فداکاری پزشکان و پرستاران را نیز نباید از نظر دور داشت.
وی افزود: در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی بیشتر احتمال ها این است که هنوز نمی دانیم بعد از کرونا چه بر سر این جهان چه خواهد آمد؟ باید بعضی تغییرها به خصوص در کشورهای توسعه یافته پیرو اصل دموکراسی روی دهد تا خیلی از سیاست های نئولیبرار قدری تعدیل شوند یا لااقل هیاهوی عصر نئوریبرالسم قدری فروکش کند و متأسفانه نمی گردد که کرونا به این تغییرها رضایت دهد و اکتفا کند؛ چون احتمال دارد نظم جهان را نشانه گرفته باشد.

دکتر داوری اردکانی اشاره کرد: از میان صاحب نظران نامدارانی مثل هابرماس و مثل چامسکی که علایق اخلاقی دارند، امیدوارند؛ کرونا بی پناهی مردم کشورهای توسعه یافته اروپا و آمریکا و صوری بودن دموکراسی ها و ناتوانایی دولت ها را در مقابل آفات و بلایا آشکارتر کند. آنها در مورد آینده خوش بین هستند و این امکان را از نظر دور نمی دارند که نقصها و ضعف های کنونی تدارک شود و جهان به سمت دموکراسی مطلوب برود، چنان که اشاره شد احتمال دارد که تمنای آنان تا حدودی برآورده شود؛ اما هر تغییری که روی دهد، موقت خواهد بود برای اینکه جهانی که در سراشیبی نیست انگاری قرار دارد، مشکل بتواند به سمت صلاح و اصلاح برود.

وی ادامه داد: نکته ای که از نظر پنهان می ماند یا ما نمی خواهیم آنها را بپذیریم، این است که چرخ زمان هیچ گاه به خواست اشخاص و گروه ها نمی گشته و نمی گردد. در زمان کنونی نیز سیرش در جهت بسط تکنیک است و هر چه این بحث اقتضاء کند، محقق می شود تا شاید به نقطه انفجار برسد. در زمان ما قدرت به علم تکنیک متعلق می باشد و حکومت ها برخلاف آنچه که در ظاهر دیده می شود، نه نمایندگان مردم بلکه نمایندگان قدرت تکنیک اند و البته راه های خشونت را خوب می شناسند. گاهی می توان اندیشید که شاید رویکرد نئولیبرالیسم در جهت کم شدن قدرت حکومت ها یا توجیهی برای آن باشد. اعتبار قدرت سیاست مدارانی مثل تاچر و ریگان بیشتر در توانایی عزم شان برای کوچک ترکردن حکومت و کاستن از قدرت آن بوده است؛ ولی نئولیبرالیسم یک امر طبیعی یا شبیه طبیعت نیست که به حال خود واگذاشته شود تا به تعادل برسد.
دکتر داوری اردکانی اشاره کرد: نظام کنونی جهان ضدطبیعت است، در آزمایش کرونا ظاهری بودن قدرت حکومت در هجوم اپیدمی آشکار شد؛ باتوجه به این نکات بعید نیست که در بعضی کشورها حکومت به سمت سوسیال دموکراسی میل کند و از آنجائیکه دموکراسی وجود ندارد، حکومت رادیکال تر شود؛ ولی حوادثی را که اشاره شد، تغییر در نظم جهان نیست، برای اینکه نظم جهان تابع قوانینی است که حوادث و بلایا نمی توانند تغیییر مستقیمی در آن ایجاد کنند، اما آیا کرونا یک آگهی یا اعلام خطر نیست؟! شاید تابحال هیچ یک از بلایای نوظهور در تغییر زندگی و سیاست و فرهنگ اثر مستقیم نداشته است، در مورد قوم مغول نکات زیادی شنیده ایم، اما کسی تائید نکرده است این حادثه هولناک در تفکر و شیوه زندگی مردم ایران چه تغییری پدید آورده است.
وی افزود: در جهان جدید یکی از بزرگ ترین و پرتلفات ترین اپیدیمی ها آنفلوآنزای اسپانیایی بود. این اپیدمی که در جنگ جهانی اول حدود دو سال همه جهان را مبتلا کرد، اگر اثری هم داشت، نمی توان آن اثر را از آثار جنگ تمیز داد و تفکیک کرد. انقلاب اکتبر کمی پیش از آمدن آنفلوآنزا روی داده بود، پیدایش و قدرت یافتن فاشیسم و نازیسم در ایتالیا و آلمان هم بیشتر به جنگ و شکست از آن بازمی گردد و ظاهراً هیچ مورخی هم بر اثر آن در حوادث سیاسی اشاره ای نکرده اند. وانگهی گمان غالب این است که بیشتر تغییرها با عزم و تدبیر سیاست مداران و اثرهمت مردم صورت می گیرد. آیا بیماری و بلا همت و تدبیر را با خود می آورد و به جا می گذارد؟! در مورد این که ذکر کردیم، اگر بیماری را دخیل بدانیم، اثر منفی و معکوس داشته است، گاهی معلمان دین و اخلاق مردم را تسلی می دهند که شر مطلق وجود ندارد و در هر شری، حکمت و خیری هست! بااین حال چشم امید به بلا و مصیبت داشتن هیچ وجهی ندارد، مگر آن که بگوییم، دل مردم مبتلا شود امکان تابیدن نور ایمان در آن بیشتر است، این را هم باید آزمایش کرد.

دکتر داوری اردکانی افزود: نمی دانیم چرا همه یا بیشتر مردم به تأثیر مستقیم کرونا توجه دارند و کسی این بلا را (که با همه اپیدمی ها و پاندمی های گذشته، تفاوت ها دارد و الان لرزشی در نظام جهان به وجود آورده است) نشانه یک خطر بزرگ و برهم خوردن نظام جهان نمی داند؟! وقتی یک نظم ویران می شود یا باید نظم دیگری جای آنرا بگیرد یا آشوب حاکم می شود. نظم جهان آینده بر چه اساسی بنا خواهد شد؟ مسئله بزرگ این است: گفته شده که تاریخ متأسفانه به حسن نیت و خیرخواهی خوبان فرقی نمی گذارد و درخواست و آرزوی آنان را برنمی آورد؛ یعنی تاریخ راه خودرا می رود و مردم را با خود همراه می کند چنان که همه می پندارند که سیر امور بر وفق رأی و نظر آنهاست و یاد می گیرند که این سیر را کند یا تند کنند؛ اما مسیر را نمی توانند تغیییر دهند. پس می پرسیم تکلیف آزادی چه می شود؟

دکتر داوری اردکانی اشاره کرد: این جا اختیار دو صورت دارد: یکی، اختیار اشخاص در امور جزئی و زندگی شخصی و ایجاد تغییرات عارضی است که بدیهی به نظر می آید. دیگری، اختیار در تغییر مسیر تاریخ است؛ اما اشخاص اختیار ندارند که تاریخ را به هر سویی که خواستند، ببرند! بلکه تغییر تاریخ در تفکر ظاهر می شود و با دگرگون شدن تفکر و پدید آمدن اصول تازه و پذیرفتن آن از جانب مردم نظم خواستن تحقق می یابد. وقتی نظم به وجود آمد، گرچه با اختیار به وجود آمده است اما، این نظم دیگر با رأی و هوس و نظر اشخاص تغییر نمی نماید. حوادث بزرگ و بلیات امکان دارد، جان دردمندان و مستعدان نظر و تفکر را متوجه خطر کند و به گفت آنان، صورتی خاص بدهند.
وی ادامه داد: در یک صد سال اخیر جنگ ها و بلایا در نظر، ادب و تفکر اروپایی تفاوت آشکار داشته است تا آنجا که چشم انداز پیشرفت پدید آمده در قرن ۱۷ به تدریج پوشیده و پوشیده تر شده است و بالاخره در اندیشه پست مدرن امید به آینده نظم کنونی جهان، دیگر جایی ندارد؛ گویی در این جهان معنای زندگی گم شده است و مردمان با سودای گذران عمر در فضای مجازی دل خوشند و احیاناً آنرا نشان کمال آدمی می دانند. با آنکه شعر، ادب و فلسفه معاصر ابتلای ما را به این توهم بزرگ و خطرناک گوشزد می کند، کمتر به آن پرداخته می شود یا با آنها تفنن می کنند. تفنن با فلسفه پست مدرن با ادبیات برملاکننده «بی مدلول شدن زندگی» نشانه بدی است. وجود این ادبیات فلسفه امری اتفاقی و بیان نظر و سلیقه اشخاص نیست. این ها افشاگری چیزی است که در «زمان» وجود دارد ولی شاید ابتلائات و بلیات هم بیهودگی غرور همه توانی بشر را اندکی بیشتر آشکار کند و ناتوانی او را پیش چشم ما آورد و از این راه در تفکر آینده اثر بگذارد.

دکتر داوری اردکانی تاکید کرد: زمانه ما زمانه کمتر عسرت بیشتر دانستن و کمتر اندیشیدن است. در این زمان علم به اطلاعات تبدیل گشته و اطلاعات جهان را پر کرده است و کار جهان با این اطلاعات که به صورت کالا در آمده است و خرید و فروش می شود، می گردد. مردمان هم با آن خو گرفته اند و خو می گیرند و نمی پرسند چرا زمانه چنین شده است و آدمی به کجا می رود؟ وقتی گفته شود که زمان، زمان فکرکردن نیست؛ تفکر به مدلول متداول مراعات نشده است. برای اینکه تفکر به مدلول حساب بری و مصلحت بینی، جربزه داشتن و حتی پژوهش و جستجوی دلیلهای وجود دارد و بیش از همیشه نیز در کار است. علم، تکنیک و دولت الکترونیک هم هستند؛ اما کسی نمی پرسد این جهان چیست و سرانجامش چه می شود و کمتر به این می اندیشند که وقتی همه نیروهای طبیعت که شیره آنرا کشیده اند چه بر سر آدمی می آید و آنها در برهوت خاک و افلاک و اخلاق چه خواهند کرد؟ غفلت از آغاز و انجام و به سر بردن در «اکنون تهی» امری عادی است و در نظر کسانی به عین کمال تلقی می شود آنچه در این مقام مورد نظر است اینکه، وقتی علم به کالای مصرفی تبدیل می شود اختیارش دیگر در دست دانشمندان و دانشگاه ها نیست و مشخص نیست که تا چه اندازه در جهت تامین صلاح بشر قرار دارد.
عضو پیوسته فرهنگستان علوم اشاره کرد: حالا بزرگ ترین کارگردان های بازار علم، قدرت های نظامی و شرکت های چندملیتی هستند که رقم بزرگ بودجه پژوهش را آنها تامین می کنند و پژوهش را به راه و سمتی که مسائل و منافع آنها را تامین کند، می برد. چون علم قدرت است، کشورها و ملت ها در رقابت باهم به کار علم وارد شده اند. گویی بازار مقاله نویسی هم به این بازار بازمی گردد. نه اینکه این مسابقه را دانشمندان و دانشگاه ها برای توسعه و پیشرفت علم طراحی نموده باشند! نمی گویم که علم از دست دانشمندان خارج شده و در دست اختیار قدرت های سوداگری قرار گرفته است. پژوهش کار دانشمندان است اما به این هم باید اندیشید که مسائل علم از کجا می آید و چگونه طرح می شود و پژوهشی که در بازار دادوستد می شود چه مصارفی می تواند داشته باشد؟

وی افزود: شرکت های بزرگ دارویی چه موضعی در مقابل کرونا می گیرند؟ از آنها هر چه بکنند نباید توقع داشت که در باب منشاء بیماری های همه گیر تحقیق کنند این کار، کار پژوهشگران و دانشمندان است همچون مسائل مهم در ماجرای کووید ۱۹ منشاء این بیماری است، اگر منشاء و آغاز را بدانیم اختتام را بهتر می توانیم حدس بزنیم. یک فرض این است که این ویروس در طبیعت موجود است و از طبیعت برآمده و بر جان مردم افتاده است. این فرضیه را مشکل می توان پذیرفت؛ برای اینکه اگر چنین بود، می بایست تابحال کشف و مشخص شده باشد که از کجا و چگونه آمده است؟ ثانیاً، اگر در طبیعت موجود بود، چرا مردم زمان های گذشته به آن مبتلا نشده بودند؟ و بالاخره ثالثاً، امر طبیعی به شرایط خاص طبیعی وابسته است. ویروسی که ناگهان پیدا می شود و ناگهان در ضمن دو، سه ماه به همه جا می رود و همه گیر می شود، چگونه طبیعی باشد؟! احتمال بیشتر این است که آنرا در آزمایشگاه ساخته یا در آن جا بر اثر تصادف پدید آمده باشد. این که آیا طراحی در پیدایش آن دخیل بوده است، یا نه؟ بااینکه امر بی اهمیتی نیست اما، در اصل قضیه تغییری ایجاد نمی کند؛ برای اینکه مهم این است که بدانیم آیا ویروس مسئول تکنولوژیست یا از زمان های گذشته در طبیعت وجود داشته و به کسی آزاری نمی رسانده و در این اواخر ناگهان طبیعت موذی اش آشکار شده است! این قضیه از آن جهت اهمیت دارد که اگر ویروس طبیعی باشد، شاید راه علاجی برای آن پیدا شود. برای اینکه تکنیک جدید چهارصد سال است در طبیعت کوشیده و توانایی اش را نشان داده است و هنوز هم از عهده کارهای مهم برمی آید؛ اما اگر زاده و ساخته خودش باشد، از عهده دفع اش برنمی آید و حداکثر واکسن می سازد.
دکتر داوری اردکانی اشاره کرد: مگر تکنیک توانسته است لطمات و لطمه هایی را که به طبیعت و جان انسان ها زده را جبران کند؟ شکاف لایه ازون اگر خطرناک تر نشود، ترمیم نمی گردد. آب های زیرزمینی دیگر بجای خود برنمی گردند، هوای شهرها پاک نمی گردد و... متأسفانه جهانی که «فکر» نمی کند و گاهی حتی خطر نزدیک به پیدا را نمی بیند و بجای اندیشیدن به خطر، شکوه و شکایت می کند و همچنان می گوید، بگذار علم به تکنولوژی پیش برود بر سر جهان و آدمی هرچه می خواهد، بیاید. البته به عصر پیش از تکنولوژی نمی توان بازگشت، اما باید اندیشید که تکنیک ما را کجا می برد و آیا می تواند شر بلایایی مثل کرونا را از سر آدمی رفع کند؟

وی اشاره کرد: اگر کرونا برآمده از آزمایشگاه باشد، چنان که گفته شد، حداکثر کاری که علم و تکنولوژی می تواند در مقابل آن انجام دهد، ساختن واکسن است و این یعنی باید نگران کووید ۲۰ و کوویدهای دیگر باشیم و مشخص نیست که مردم جهان تا چه اندازه و تا کجا تاب تحمل این اختلال ها را خواهند داشت؟ آنچه حالا می بینیم، این است که همه آنچه گروه های مردم و قدرتمندان جهان (به استثنای برخی کشورها) دوست داشتند، تعطیل شده است و بعید بنظر می رسد پس از کرونا هم به صورت قبل برگردد. شاید نظم علم و پژوهش دانشگاه هم به صورتی که هست، باقی نماند! مثلاً با شروع کووید ۱۹ وظیفه ای را که پزشکی از ۲۰۰ سال پیش برعهده گرفته، سنگین تر شده است. حالا پزشکی علاوه بر تعیین مدل سلامت و زندگی بهداشتی باید در مقابل هجوم بیماری های ناشناس هم آماده باشد. درست است که سیاست از علم جدا نیست اما پزشکی فرق دارد و به تدریج شریک در نظم بخشی به جامعه شده است، بی آن که سخن سیاسی بگوید و تصمیم سیاسی بگیرد و به اقدام سیاسی دست بزند. نظم پزشکی که از مدت ها پیش جزیئی از نظم اجتماعی شده بود، حالا سهم بیشتری در این نظم پیدا کرده است. آیا این تغییرات اثر کلی بر آینده جهان خواهد داشت؟

این استاد فلسفه اظهار نمود: از فتنه هایی که دامان آخرت مان را گرفته است و می گیرد، باید به خدا پناه برد. این فتنه ها بااینکه غیرمنتظره نیستند، (زیرا حالا در جهان ما هیچ چیز غیرمنتظره نیست) ناشناخته اند. کرونا هم یکی از آنهاست که ناشناخته آمد و شاید ناشناخته نیز برود! کووید ۱۹ اگر برود، بعید است به این سرعت برگردد؛ اما باید منتظر کووید ۲۰ بود و چه بسا که این تسلسل ادامه خواهد یافت.

دکتر داوری اردکانی در ادامه توضیح داد: گاهی فکر می کنم در جهانی که هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دست ها پنهان، نفس ها ابر، دل ها خسته و درختان اسکلت های بلورآجین، زمین دل مرده، سقف آسمان کوتاه، مهر و ماه غبارآلوده است، اگر کرونا بلاهای ارضی، سماوی و بشری متوالی هم بیایند و فقر، بیکاری و افسردگی افزایش یابد، زندگی روزبه روز انضباطی تر بشود، چه جهان زیبا و خواستنی خواهیم داشت! در این جهان باید از کرونا بترسیم و برای حفظ جانمان و بقاء هرکاری می توانیم بکنیم و به این جهت حالا باید در فکر تحقق دو شعار باشیم؛ «در خانه بمانیم و کرونا را شکست می دهیم» من هم امیدوارم با کوشش دانشمندان، پزشکان و پرستاران و همت مردم، کرونا شکست بخورد؛ ولی غافل نباید بود که بعد از کرونا همه چیز به شرایط قبل باز نمی گردد. هر گروه اگر گمان کند که کرونا بیرق او را بالا برده است، گمان بدی دارد.
وی افزود: بدبین و ناامید نباید بود، جهان حتی جهان بعد از کرونا نیز یکسره بدی و زشتی نیست؛ اما مطلقاً زیبادیدن آن، به گفتن «ما رایت الا جمیلا» را باید به عارفان بالله واگذاشت و کوشید زشتی ها و زیبایی ها را باهم دید، در این صورت خوش بینی ساده لوحانه و بدبینی آدم های ازخودراضی و پرتوقع کم تر می شود. امروز که چرخ بر مدار عصر تنازع بقاء می گردد، طبیعی است که همه می خواهند کرونا را شکست بدهند، ولی ما نیاز به شکست دادن کرونا نداریم! کرونا هم شکست نمی خورد، مهم این است که جهان از شر آن خلاص شود. اتفاقاً جبهه ای که پزشکان، پرستاران، پژوهندگان، مددکاران مردمی در آن می کوشند و جهاد می کنند، جبهه مهر و دوستی توأم با شجاعت است؛ از یاد نبریم که گروه هایی از اهل جنگ و جدال هم غایت کار خودرا رسیدن به شهر یاران مهربان می دانند و نگرانند یا باید نگران باشند که مهربانی کی به سرآمده و شهر یاران را چه شده است؟ تا زمانی که شهر، شهر کینه و دشمنی است، کرونا و کروناها خواهند بود شعار «در خانه بمانید» هم یک لزوم است، ولی از آفات این امر ضروری نباید غافل ماند، خانه نشینان امروز وقت فردا از خانه بیرون می آیند، شاید کوچه و بازار در نظرشان تازگی یا رنگ و روی دیگر داشته باشد. خیابان و کوچه کم وبیش همان است که بوده، اما عابر تماشاگرش تغییر کرده. خیلی از آنها آزرده تنهایی اند، مردم همه نمی توانند تنهایی را تحمل کنند برای اینکه اقتضای تبع شان باهم بودن است. مردم نیاز ذاتی به باهم بودن و تعلق داشتن به جهان خاص دارند، این که آثار بزرگ در خلوت خلق می شود، منافاتی با نسبت داشتن با دیگران و جهان ندارد. خلوت و تنهایی متفکران و شاعران با دعوت تفکر و شعر هنر حاصل می شود و در حقیقت خلوت با دوست است، نتیجه اش هم تحکیم نسبت با زمان یا پدید آمدن نسبتی دیگر است.
دکتر داوری اردکانی اشاره کرد: نباید خلوت با دوست را با جدا شدن مردم از یکدیگر و تنهایی اضطراری تحمیلی اشتباه کرد و این تنهایی را مردمی که گرفتاری های شغلی دارند و به سرگرمی های جمعی نیازمندند، تاب و شاید روح شان در این تنهایی لطمه ببیند و پریشان شان کند. برای این پریشانی هم باید فکری کرد آیا کسانی که در خانه نماندند در بازی جایی نداشتند؟ آنهایی که در خانه نماندند سه گروهند؛ اول، کسانی که ناگزیر به حکم وظیفه یا برای به دست آوردن لقمه ای نان نمی توانستند در خانه بمانند یا خانه ای نداشتند که در آن بمانند. گروه دوم، کسانی که طرح در خانه ماندن را طرحی سیاسی برای لطمه زدن به دین و دین داری و فرهنگ تلقی می کنند، این گروه خطر اپیدمی را چندان بزرگ نمی بینند که از بیم آن کارها، مراسم، رفت و آمدها، مسجدها و حرم ها را تعطیل کنند و بالاخره گروه سوم که چندان بنده نظم و قانون نیستند. این گروه در بازی عالم جای مهمی ندارند، اما هنگام بحران و برهم خوردن نظم وارد بازی و آتش بیار معرکه می شوند، اما گروه های دیگر مردم حتی اگر بنیاد نظم غالب در جهان ‍را روبه سستی بدانند، تا زمانی که به اجمال مشخص نباشد، به دنبال برهم خوردن این نظم چه پیش خواهد آمد و چه اصولی حاکم خواهد شد، از آشوب استقبال نمی کنند.
این استاد فلسفه اشاره کرد: مخالفت با نظم کنونی جهان برای همراهی با کرونا نمی تواند توجیهی در برهم زدن نظم داشته باشد، برای اینکه صدمه ای که با راه یافتن خلل و اختلال در نظام کارها پدید می آید، بیشتر به گرسنگان، بی کاران و ناتوانان می رسد. کرونا هم اگرچه فقیر و غنی نمی شناسد، آسان تر می تواند به جمع پریشان محرومان راه یابد.




منبع:

1399/03/18
21:59:31
5.0 / 5
1003
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۴
جاوید شو جاوید شو