گزارش جاوید شو

خرده روایت هایی از فرهنگ تحت سلطه ویروس

خرده روایت هایی از فرهنگ تحت سلطه ویروس

به گزارش جاوید شو كرونا نظم را برهم ریخت و نقاب هایمان را برداشت. فرهنگ های دیگر بعد از انتشار ویروس توانایی تولید یك نظام نقادانه فرهنگ را داشتند، آیا ما هم در جهان پساكرونایی مان این قابلیت را خواهیم داشت؟



خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ؛ آنتونن آرتو، نظریه پرداز و هنرمند شوریده سر فرانسوی در «تئاتر و طاعون» به روایت یك رخداد مهم از تاریخ شهر كوچك كاگلیاری در ایتالیا هنگام انتشار ویروس طاعون در قرن هجدهم می پردازد. وی در ادامه یك مسئله مهم را طرح می كند: بیماری نوعی جوهره روحی و روانی در خود نهفته دارد كه تنها در اثر ویروس اشاعه پیدا نمی نماید.
ویروس طاعون حضورش را در نقاطی از جسم و فضای بدن مشهود می سازد كه اراده، آگاهی و تفكر انسان در آنها حضور دارد و برای تجلی خود از آن معابر گذر می كند. آرتو اعتقاد داشت كه تئاتر هم باید مانند طاعون قدرتی شگرف و هراسناك داشته باشد و باعث تركیدن دمل ها شود. تئاتر باید مانند طاعون بی رحم باشد. گویا آرتو برای هرچه بهتر بهره جستن از نماد طاعون در نظریات تئاتری خود به مطالعات پزشكی سنگینی هم روی آورده بود. اما داستان شهر كاگلیاری بسیار نمادین است و شرح آن ضروری.
ویروس و زیرپا گذاشتن حقوق بدیهی انسان ها
آرتو در «تئاتر و طاعون» رخداد شهر كاگلیاری را به این شرح روایت كرده است:
در آرشیوهای شهر كوچك كاگلیاری نوشته است: «در سال ۱۷۲۰ شبی در اواخر ماه آوریل یا اوایل ماه مه بیست روز پیش از آنكه ناوگان سنت – آنتوان بزرگ به شهر مارسی برسد و باعث شیوه فاجعه آمیز بیماری طاعون شود، نایب الحكومه «ساردین» به نام سن رمی كه دامنه محدود مسئولیت هایش بعنوان یك فرماندار او را به ویروس های حاد حساس كرده بود، خواب بسیار عجیب و دردناكی می بیند و آن این است كه دولت كوچكش دستخوش بلای طاعون شده و خود هم بدان گرفتار شده است و در اثر این بلای ناگهانی اركان جامعه درهم ریخته و نظام مملكت سقوط می كند، سپس انحرافات اخلاقی و زوال و شكست روحی بر همه جا چیره می شود.»
بیماری نوعی جوهره روحی و روانی در خود نهفته دارد كه تنها در اثر ویروس اشاعه پیدا نمی كند این فرماندار از خواب بیدار شد و تصمیم گرفت تا تمام شایعات طاعون و آلودگی های ویروسی را از قلمرو خود دور كند. در همین هنگام ناوگان سنت آنتوان بزرگ كه از یك ماه قبل از شرق یعنی از بیروت می آمد اجازه ورود خواست. اینجاست كه او دستوری صادر می كند كه به نظر مردم و تمامی اطرافیانش دیوانه وار، پوچ، احمقانه و مستبدانه به نظر می رسد.
بی درنگ قایقی به سمت آن كشتی كه به تصورش آلوده است، روانه كرده و فرمان می دهد كه هرچه سریع تر سواحل منطقه را ترك كند و گرنه در صورت سرپیچی از فرمان با آتش اسلحه آنرا به قعر دریا خواهد فرستاد. جنگ با طاعون شروع می شود و حاكم از هیچ اقدامی در این مبارزه فروگذار نمی نماید.
نیروی خاصی كه بر اثر رؤیا بر این حاكم چیره شده آن چنان شدید می باشد كه با وجود استهزا مردم و شك و دیرباوری اطرافیان وی در اعمال دستورات وحشیانه اش پافشاری كرده و بدین ترتیب نه تنها حقوق مردم را زیر پا می گذارد بلكه كوچك ترین اهمیتی نه برای حیات انسانی قائل می شود و نه برای قراردادهای ملی و بین المللی كه در مقابل مرگ اعتبار خویش را از دست می دهند.
به هر حال ناوگان از آن منطقه فاصله گرفت و در لنگرگاه مارسی موفق به دریافت اجازه ورود شد. حقیقت این بود كه طاعون در مارسی وجود داشت اما طاعونی كه از راه ناوگان سنت آنتوان بزرگ به مارسی راه پیدا كرد از نوع طاعون مشرق زمین بود كه از طریق ویروس اصلی بیماری شیوع یافت و فاجعه بزرگی را رقم زد. مردم شهر كاگلیاری بعد از مدتی فهمیدند كه همان ناوگانی كه به دستور و فرمان مستبدانه نایب الحكومه از شهر رانده شده بود، اپیدمی را در مارسی انتشار داد. این مسئله و این تاریخ در اسناد این شهر هنوز هم وجود دارد.
این طاعون توسط پزشكان مارسی توصیف شد. آرتو در ادامه این سوال را مطرح می كند كه آیا این طاعون همان ویروسی بود كه در سال ۱۳۴۷ – ۱۳۴۸ در فلورانس شیوع پیدا كرد و سبب نگارش «دكامرون» شد؟
ویروس و «دكامرون» / وقتی فرهنگ توانایی بازتولید هویت را دارد
اما طاعون چه بلایی را سر فلورانسی ها آورد كه منجر به نگارش متنی انتقادی و شاهكار چون «دكامرون» شد؟ در سال ۱۳۴۸ میلادی فلورانس ایتالیا گرفتار مرض طاعون شد. به نوشته بوكاچیو، مردم آنقدر هراس پیدا كردند كه هیچكس را پروای یكدیگر نبود. فاجعه چنان وحشتی را در دل مردم افكند كه برادر برادر را ترك گفت و پدر برای دیدار فرزند سرباز می زد. بیماران كه تعدادشان بسیار فزونی پیدا كرده بود، كسی را برای پرستاری از خود نداشتند. پرستاران یا نیروی های خدمتكار هم یا نبودند و یا اگر بودند بسیار خشونت داشتند و با وجود بی فرهنگی تمام دستمزدهای كلانی می خواستند.
امور بهداشت محیط هم كه كلاً متروك شده بود. از آنجائیكه همسایگان، خویشان و دوستان بیماران آنها را ترك می كردند و خدمتكاران هم نایاب شده بودند، رسم ناپسندی گسترش یافت. بانویی اگر مبتلا می شد، سر و وضع و وجاهت و موقعیت اجتماعی اش هرچه بود دیگر مهم نبود كه مردی كه در خدمت اوست چگونه مردی است، پیر است یا جوان؟ آن بانو به اندك ضرورتی كه بیماری اش ایجاب می كرد هر نقطه از بدن خویش را به او نشان می داد. بعید نیست كه چنین بی بند و باری نزد بانوانی كه بعد از آن شفا می یافتند منشأ لاقیدی شده باشد.
به هر حال این رها كردن بیماران و عدم رعایت بهداشت و عدم رعایت قرنطینه سبب شده بود كه طاعون از فلورانسی ها كشتار زیادی كند. اجساد بدون دفن در همه جا پراكنده است و افساد نعش ها خود سبب گستردگی بیشتر بیماری است. عمده مردم به دو دسته تقسیم شده بودند؛ نخست عده ای كه برای مبارزه با این بیماری خطرناك طریق زندگی درویشی و چشم پوشی از هرگونه زواید و غیر ضروریات را پیش گرفتند. این طیف برای خود دسته هایی را ایجاد كرده و جدا از سایر مردم به زیست خود ادامه دادند.
گروهی دیگر اما با عنایت به اوضاع دهشتناك و دهشت بار جامعه طریق بی قیدی و بی بندوباری را پیش گرفته و خویش را به باده گساری و مسخرگی و لودگی و آوازخوانی تا سر حد هوی و هوس مشغول كردند. اینها به زعم خود خندیدن به غم انگیزترین حوادث را مؤثرترین دارو ضد چنین مرض كشنده ای می دانستند.
در همین وضعیت است كه اقلیتی به محلی در حوالی فلورانس رفته و خویش را قرنطینه كرده و برای گذراندن امور برای همدیگر قصه تعریف كنند. «دكامرون» از اینجا خلق می شود. بوكاچیو در دیباچه متن خود با قلمی زنده به شرح انتشار ویروس و نظام اخلاقی برآمده از طاعون پرداخته است. شاید بتوان با دیدگاهی آرتویی اظهار داشت كه در «دكامرون» نیروی فرار از بیماری فقط در همین راه صرف نشده است، بلكه بدل به نیرویی مولد فرهنگ می شود.
فارغ از اینكه حقیقت چینِ بعد از انتشار ویروس چه باشد، اما این نكته امری درخور توجه است كه با نظم می توان بر همه عوامل برهم زننده نظام علی و معلولی جهان پیروز شد «دكامرون» متنی زنده و سراسر انتقادی است. این متن فرهنگ مسلط مردم آن دوران (كه قابلیت بسط به تمامی فرهنگ ها در طول تاریخ را دارد و به عبارتی زمان مند و مكان مند نیست) را به شدت نقد می كند. نقد باورهای مذهبی، عقیدتی، نقد نظام طبقاتی حاكم بر جامعه، نقد كنش های فردی اشخاص در هنگام بروز مصیبت ها، عیان كردن روش های مختلف حقه بازی و… در این متن ساری و جاری است. نظام نقادانه بوكاچیو اما بیشتر از همه یقه كلیسای كاتولیك رم را می گیرد. تقریباً در تمامی طنزهای این متن، كشیشان منابع محوری برای هجو و هزل هستند.
بنابراین مهم ترین خصوصیت «دكامرون» در نقادی یا خودانتقادی فرهنگی است. دكامرون بعنوان متنی برآمده از كلان روایتی به نام فرهنگ مسیحی كاتولیك قرون وسطی، به شكستن آن كلان روایت می پردازد. هرچند بسیاری بر این عقیده اند كه نظام ارزش گذاری تاجرانه در دكامرون تسلط كامل دارد، اما در حقیقت این متن به مقابله با اخلاقیات فئودالی برخاسته است. متونی چون دكامرون نشان داده است كه هرچند امكان دارد بیماری و ویروس نظم را برهم بزند اما خود مولد نظمی جدید در فرهنگ خواهد بود.
خرده روایت هایی از فرهنگِ تحت سلطه ویروس
ووهان چین بعد از شیوع بیماری و آغاز قرنطینه بدل به شهر ارواح شد و رفت و آمد در آن به صفر رسید. همینطور رسانه های چین كلیپ های از ساخت یك بیمارستان عظیم و مجهز در ۱۰ روز مختص بیماران كرونایی را منتشر نمودند. در تصاویری كه از چین بعد از انتشار كرونا منتشر می شود، یك معنا انتقال پیدا می كند و آن نظم است. تصاویر به رمزگشایی این معنا در ذهن مخاطبان سراسر جهان می انجامند كه ما (یعنی چینی ها) بعد از انتشار ویروس كرونا نظم ساختاری و نظام اجتماعی خویش را از دست نداده ایم؛ و چون كماكان نظم بر ما حاكم است پس بر این ویروس پیروز خواهیم شد.
فارغ از اینكه حقیقت چینِ بعد از انتشار ویروس چه باشد، اما این نكته امری درخور توجه است كه با نظم می توان بر همه عوامل برهم زننده نظام علی و معلولی جهان پیروز شد. نظم میزان است و عدالت را باعث می شود. كرونا بعد از ورود به ایران، بستری مناسب پیدا كرد و ما بدل به دومین كشور پرخطر در این ویروس شدیم. به باور ژیژك گسترش ویروس كرونا سبب شیوع یك اپیدمی گسترده از ویروس های فضای مجازی هم شد. در ایران هم ویروس هایی چون اخبار كذب، نظریه های توطئه پارانویائی و انفجارهای نژادپرستی شیوع پیدا كردند. تصاویر حیرت آوری از مقابله اهالی یك منطقه كوچك در استانی (از بردن نام معذوریم) با مأموران و پرستاران، برای بستری كردن یك بیمار مشكوك به كرونا در بیمارستان محل زندگی شان منتشر گردید. همینطور تولید انفجاری توییت ها و محتواهایی نژادپرستانه بر ضد مردم شریف قم هم بهت آور بود. انگار كه آنها خود علاقه داشتند كه آلوده به ویروس شوند. همه این موارد بهت آور بود اما متأسفانه واقعیت داشتند.
تغییر اصول كاذبی كه ما را به وضعیت انتشار كرونا رساند، اساسا دشوار می باشد، ازاین رو نمی توان به آسانی از طرز تازه فرهنگ صحبت كرد، اما این نكته بدیهی است كه ما بعد از رفع ویروس خیلی كار داریم
ما با كرونا ضد نظم شدیم و همین سبب شد تا ساختار اجتماعی ما كمی مختل شود. قرنطینه نشدن اولین شهر آلوده شده به ویروس، نقاب های فرهنگی همه ما را واژگون كرد و به اثبات این نكته پرداخت كه فرهنگ ما صرفاً یك رویه و ماسكی زیبا دارد. قرنطینه در شرایط عادی ضد حقوق اولیه انسان هاست، اما اجرای مستبدانه آن در زمان غیرعادی و برهم خوردن نظام علی و معلولی جهان، قدم گذاشتن در حفظ نظم است برای رسیدن به وضعیت تعادل یا عدالت.
شیوع ویروس یك شرایط جنگی است اما ما اهمیت آنرا جدی نگرفتیم. با عدم رعایت بهداشت محیط و رها كردن زباله های عفونی ناقل ویروس در سطح شهر و همینطور با مسافرت بی هدف و بی رویه به دیگر شهرها، ویروس را به همه نقاط كشور پراكنده كردیم. ما در شرایط جنگی ضد نظم شدیم و این شوریدن ضد نظم كه امكان دارد بدل به از دست رفتن جان ما تمام شود، بدل به یك ارزش قابل اشتراك با دیگران تبدیل شد. به یاد بیاورید هم وطنی را كه بعد از ممنوعیت سفر به شمال با لطایف الحیل از چنگ مأموران سد كننده راه، گریخت و این كار خویش را با افتخار در شبكه های اجتماعی با دیگران به اشتراك گذاشت. هشتگ «قرنطینه خر است» بعد از ممنوعیت سفر به شمال مانند ویروسی در فضای مجازی شیوع پیدا كرد.

شیوع ویروس همینطور نقاط انسان دوستی و تعهد ما به آموزه های شرع را هم به كناری افكند. آموزه هایی كه در اصل هویت فرهنگی ما بودند. احتكار ماسك و لوازم ضدعفونی كننده (معلوم نیست كه محتكران از چه كانالی بسیار زودتر از مردم متوجه انتشار ویروس شدند) گران شدن شدید برخی اجناس و برخی خوراكی های مورد نیاز مردم برای دور شدن از ویروس و… وجه كاسبكارانه ما را نشان داد. ویروس نظم ما را بر هم زد و دمل ها را تركاند. اما سوال اینجاست كه آیا سبب تولید متون خودانتقادی هم خواهد شد؟ آیا بعد از كرونا توانایی بازخوانی فرهنگ خویش را داریم؟ آیا می توانیم به نظمی جدید مبتنی بر طرزی تازه برسیم؟ آیا می توانیم هویت های فرهنگی مان را بازتولید كنیم؟ ازاین رو از یك دیدگاه كرونا برای حجامت فرهنگی ایران نیازی ضروری بود. كرونا نشان داد كه اصولی كاذب به جای مؤلفه های اصیل فرهنگی ما نشسته اند و تغییر این اصول كاذب كه ما را به وضعیت انتشار كرونا رساند، اساسا دشوار می باشد، ازاین رو نمی توان به آسانی از طرز تازه فرهنگ صحبت كرد، اما این نكته بدیهی است كه ما بعد از رفع ویروس خیلی كار داریم. بسیاری از چیزها را باید عوض نماییم و مؤلفه های زیادی باید تغییر پیدا كنند. برای این تغییر، احتیاج به متونی انتقادی همچون «دكامرون» داریم.

1398/12/21
00:05:26
5.0 / 5
2162
تگهای خبر: سفر , فرهنگ , فضای مجازی , موزه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۴ بعلاوه ۳
جاوید شو جاوید شو