مصرف و فرهنگ كالایی -۳۷

مصرف گرایی ایرانی به شوی فشن كودكان رسید، سن لاكچریسم زیر ۵سال

مصرف گرایی ایرانی به شوی فشن كودكان رسید، سن لاكچریسم زیر ۵سال

جاوید شو: فرایند نمایشگری در جامعه نمایش ایرانی حد و مرزی ندارد، حالا پای معصومیت و جذابیت كودكان را هم به میان كشیده و از آن ابزار یا كالایی تولید كرده است كه می توان با آن بیشتر و بهتر فروخت!



خبرگزاری مهر - سرویس فرهنگ:
یك سرچ ساده برای پیدا كردن مقالات یا كتابهایی كه در آنها از مد و مدگرایی و فشن و فشنیسم حرفی به میان آمده است، شما را به انبوهی از منابع می رساند كه این موضوعات به صورت خاص نزد دو قشر بررسی شده است؛ نخست «زنان» و دوم «جوانان»! درست است كه این تقسیم بندی كاملا استقرایی و البته ناقص است و همینطور می توان منابع متعددی هم پیدا كرد كه پدیده مد و فشن را نزد مردان یا میانسالان بررسی كرده، با این وجود تمركز بر آن دو دسته، مبین فراگیری مد و فشن در میان آنها و یك اختلاف نسبت معنادار است؛ به عبارتی این تمركز بر زنان و جوانان نشان داده است كه پدیده های عینی در جوامع مختلف پژوهشگران و نویسندگان را به واقعیتی در مورد فراگیر بودن مد و فشن در میان این دو قشر، یعنی «زنان» و «گروه سنتی جوانان؛ اعم از دختر یا پسر» رهنمون شده است. اما حالا دیگر باید تغییری اساسی در این تقسیم بندی اعمال كرد و كم كم قشر خاص و سومی را باید به آن دو دسته افزود؛ قشری كه شاید كمتر كسی حتی به ذهنش هم خطور می كرد در آن تقسیم بندی رتبه سوم را از آن خود كند؛ «كودكان»!
در همین ساعاتی كه این متن در حال نگارش است، كلیپی تبلیغاتی در فضای اینستاگرام انتشار یافته و در حال دست به دست شدن است كه در آن ما با یك پدیده نو و عجیب در ایران مواجه ایم؛ شاید برای اولین بار در این كشور، كلیپی از یك سالن «فشن شو» - به معنای «نمایش فشن» و نه بر وزن «خنداننده شو»! – ساخته انتشار یافته و در حال دیده شدن است كه در ما با سالنی پر زرق و برق مواجه ایم كه از در و دیوارش از لوگوی تبلیغاتی شركت های ایرانی كه در حقیقت كار دلالی را انجام می دهند، پر شده و در عین حال تلاش برجسته ای صورت گرفته تا این سالن، تا حد ممكن به یك سالن «فشن شو» در یك كشور اروپایی یا آمریكایی شبیه و نزدیك شود. در تصویر دكوری پر زرق و برق و نورپردازی شده را می بینیم كه با رنگهای كرم و طلایی و سایه روشن های خیره كننده در حال القای جذابیتی مثال زدنی است؛ دكور مذكور دارای یك دالان ورود و خروج كاراكترهای مدل و همینطور سكوی نمایش و پرزنت مد است و چند كودك معصوم با چهره های خندان از این دالان، داخل و خارج می شوند، روی سكو راه می روند و لباسهایی كه بر تنشان كرده اند را نمایش می دهند. كودكانی انتخاب شده و آراسته شده بعنوان ابژه هایی كه مانند یك عروسك، جذاب و دلربا به نظر برسد تا هر بیننده ای با دیدن آنها به این رویا متوسل شود كه «ای كاش فرزند من هم در میان اینها یا در شمایل آنها بود!»
بچه های حاضر در این كلیپ كه طبیعتاً كوچكترین دركی از كنشی كه در حال ارتكاب آن هستند، ندارند، با خنده های ملیح، جلو و عقب می روند، می چرخند، خویش را تكان می دهند و با آموزش هایی كه برای اجرای هر چه بهتر این نمایش به آنها داده شده، اغواگری می كنند و در حالیكه یك دستشان را بر كمرشان تكیه داده اند، دست دیگر را بالا آورده و برای دوربین و بنابراین مخاطبان (خریداران) بوسه می فرستند و اینگونه لباسهایی را كه بر تنشان كرده اند، در قالبی معصومانه و اغواكننده «پرزنت» می كنند.
آنطور كه خود كلیپ تبلیغاتی و كپشن های همراه با آن می گوید لباسهایی كه بر تن این كودكان شده، از یك برند اسپانیایی بوده كه پارچه هایش تولید ایتالیا است؛ این لباسها بر اساس تبلیغ مبلغانشان در ایران «از جنس خیال» تولید شده و برازنده «تن فرشته های زمینی» ما هستند! این بخشی از مختصات «اولین فشن شوی مینی مدلها در ایران و رونمایی از كالكشن تابستانه»ی یك شركت تجارتی - دلالی ایرانی است كه به این شیوه برند «لاآماپولا»ی اسپانیا را ترویج و تبیلغ می كند.
***
فرایند نمایشگری در جامعه نمایش ایرانی حد و مرزی ندارد، حالا پای معصومیت و جذابیت كودكان را هم به میان كشیده و از آن ابزار یا «كالایی» تولید كرده است كه می توان با آن بیشتر و بهتر فروخت! نفس «مد» و «مدگرایی» كه از منظری پدیدارشناسانه كاركردی هماهنگ كننده و یكسان ساز دارد، از اساس آدمی را مجبور به پذیرش تغییرات می كند! مد اساسا همان فرم و قالب تحمیل تغییرات و پذیرش درونی و اغواگرانه آنهاست كه سال به سال، فصل به فصل، ماه به ماه، ماهانه و روزانه و حتی «آن به آن» عرضه می گردد و ما را با آنچه در اطرافمان وقوع می یابد، همراه می كند. حالا باید با مد جدید هماهنگ و همراه شویم؛ استفاده ای بدن مندانه از معصومیت كودكان برای تبلیغ كالا و كسب منافع بیشتر از این طریق؛ باز كردن حوزه ای با عنوان «فشن شوی كودكان» و عمق بخشیدن به مصرف نمادهای فشن و لاكچریسم در زندگی با وارد كردن الگوهای آن به دورانی قبل از جوانی و بزرگسالی.
از سوی دیگر باید مد نظر داشت كه مد و جریان نمایش آن، رقابتی آخر ناپذیر است؛ نه انتهایی دارد و نه نقطه اوجی. فرایندی است كه نیازمند «بازتولید مدام» است و در این جریان آن چه كه امروز مد است، فردا چیزی دمده و قدیمی است و مد جدید جایگزین آن خواهد شد و آن مد جدید هم با چیزهای جدیدتری جایگزین می گردد و این رقابت به همین منوال ادامه می یابد. بنابراین است كه طرفداران پر و پا قرص مد، همیشه مدهای جدیدتری را پیش رو خواهند داشت كه امروز به نظر دست نیافتنی می رسند، ولی بزودی زمان آنها هم فرا خواهد رسید؛ تا روز گذشته هیچگاه تصور نمی شد جذابیت و خلوص كودكانی معصوم تا این حد به یك فرایند بازاری و كالایی فروكاسته شود و به این شیوه مصرف شود، ولی امروز مد شده است و به احتمال قریب به یقین در آینده ای نه چندان دور، شاهد فراگیری آن هم خواهیم بود. امروز كودكانی را می بینیم كه علی رغم جذابیت و دلربایی شان، وقتی به این فكر می نماییم كه آنها بعنوان سوژه های ناآگاه در دل فرایندی كاملا تبلیغاتی، بازاری و كالایی قرار گرفته اند، حس ترحممان هم برانگیخته می گردد. آنان طفل معصومهایی هستند كه قربانیان نگاه ابزاری و بازاری ما می شوند، هر چند اگر این «ما»، پدر و مادران خود این كودكان باشیم.
نكته پایانی اینكه وقتی دوربین در این كلیپ می چرخد و فضاهای دورتر را هم در قاب می گنجاند، ما در پس زمینه زنانی را می بینیم كه احیانا مادران این بچه ها هستند و عاری از هر نوع وجه نمایشی و مدگرایانه، روی صندلی هایی ساده به انتظار نشسته اند تا نمایش كودكانشان روی سكوی پرزنت سازی مد، تمام شود و دستشان را بگیرند و بروند خانه و تلاش كنند با فرا رفتن از وجوه نمایشی حیات امروزی به رابطه واقعی مادری و دختری شان بپردازند. ایدون باد!


1397/06/19
14:08:38
0.0 / 5
2521
تگهای خبر: رونمایی
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۸ بعلاوه ۵
جاوید شو جاوید شو