تاملاتی در نسبت رسانه و اعتراضات اخیر-۱

3بعد رسانه ای یك اعتراض ناكام

3بعد رسانه ای یك اعتراض ناكام

جاوید شو: انحراف اعتراضات به اغتشاش و در نتیجه ناكام ماندنش؛ بازهم صورت گرفت. این اتفاق طی چه فرآیندی رخ می دهد و رسانه ها این وسط چه كاره اند؟ فقدان گفتگوی مستقیم رئیس جمهور با مردم چه تبعاتی دارد؟



خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ؛ حمیدرضا بوالی، تاریخ سهمیه بندی بنزین در ایران به چیزی حدود یك دهه قبل برمی گردد. فارغ از درست یا غلط بودن این طرح، ترس از شورش و ناامنی، اصلی ترین مانع از اجرای این طرح بود. ترس دولت از اتفاقی كه به صورت رسمی با معیشت مردم در ارتباط بود چندان هم بیراه نبود. اخبار غیررسمی از بامداد آن روز نشان می داد كه ظاهرا تصمیم دولت برای سهمیه بندی بنزین به قطعیت رسیده و امشب مقرر است صورت گیرد. شب؛ اما رئیس جمهور وقت روبه روی مردم نشست و بطور زنده و مفصل و البته به زبان ساده برای مردم توضیح داد كه این مكانیزم مقرر است چگونه صورت گیرد و به زندگی آنها بهبود ببخشد و گفت به جهت اینكه خیال آنها راحت باشد یارانه آنها از قبل به حساب شان واریز شده و هرگاه كه بنزین سهمیه بندی شود می توانند آن را برداشت كنند. بااینكه یكی دو پمپ بنزین در تهران با مشكلاتی مواجه گردید و چند ساعتی مردم در بعضی خیابان ها حضور بهم رساندند اما جامعه در یكی از خطیرترین تصمیم های ملی اش آرام ماند.
متفاوت است این وضعیت با دولتی كه مردم را شبانه بدون اطلاع قبلی و با خیال خودش با زرنگی با تغییر نرخ در شمارشگر قیمت در پمپ بنزین ها مواجه می كندو مردم چندین ساعت بعد از سهمیه بندی تنها تصویری و خبری كوتاه از رئیس جمهورشان می بینند كه بر صدر مجلسی از مقامات دولتی جلوس كرده و می گوید سهمیه بندی به نفع مردم است، بی حرف پیش و پس! اینجا صحبت از استراتژی غلط یا درست نیست. مسئله فقدان هر نوع استراتژی رسانه ای است. فقدان هر نوع سرمایه گذاری برای مواجهه رسانه ای این ماجرا با مردم. به شكل واضحی دولت مستقر هیچ الگویی برای رسانه ای كردن یكی از مهم ترین و حساس ترین تصمیمات عمر كاری خود ندارد. واضح است كه اصلا به این مساله فكر نكرده است و واضح است كه با چیزی به نام پیوست رسانه ای اساسا بیگانه است.
چند ساعت بعد نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه و ربیعی سخنگوی دولت تازه به میدان آمدند و پس از شوك بزرگ اولیه در كمال حیرت تازه اعلام نمودند كه عواید این سهمیه بندی و افزایش قیمت مقرر است طبق فرآیندی (ظاهرا نامعلوم و هنوز قطعی نشده) به حساب یارانه بگیران واریز شد. چیز جدید و عجیبی نبود. مشاور رسانه ای دولت كماكان در توئیتر مشغول بازی با كلمات و ساخت جملات قصار است؛ سخنگوی دولت فقط خودرا موظف می داند كه در ساعاتی مشخص در مكانی مشخص به سوالاتی مشخص پاسخ دهد و رئیس دولت تازه یادش آمده است كه با رقبای انتخاباتی اش تسویه حساب كند.
چیز جدید و عجیبی نبود. مشاور رسانه ای دولت كماكان در توئیتر مشغول بازی با كلمات و ساخت جملات قصار است؛ سخنگوی دولت فقط خودرا موظف می داند كه در ساعاتی مشخص در مكانی مشخص به سوالاتی مشخص پاسخ دهد و رئیس دولت تازه یادش آمده است كه با رقبای انتخاباتی اش تسویه حساب كندبا گذشت سه روز از اعلام این تصمیم حیاتی در معیشت اكثریت مردم ایران و بالا گرفتن دامنه اعتراض به این تصمیم رئیس جمهور هنوز احساس نمی كند كه نیاز به گفتگوی مستقیم و رودررو با مردم دارد. هنوز سرنوشت عواید این طرح برای دولت معلوم نیست. بعضی از اعتباری غیرنقدی صحبت می كنند و برخی نیز از مبلغی ماهیانه و پایدار و دولت در كمترین میزان اعتماد و اعتبار قرار گرفته است. این سرنوشت دولتی است كه فقط وقت انتخابات، تكنیك های رسانه ای و تبلیغ جمعی را خوب بلد است و به شكلی موثر آنها را بی رحمانه به كار می گیرد و پس از انتخابات از پیاده كردن ساده ترین اصول رسانه ای و ارتباط با مردم عاجز است. شاید خودش را بی نیاز از گفتگو می داند و شاید هم به چیزهای دیگری جز راضی بودن مردم فكر می كند. این نخستین بعد رسانه ای شكل گیری چیزی به نام «اعتراض ناكام» است. چیزی كه چند روزی است ایران را تحت تاثیر قرار داده است منشعب از یك سیاست رسانه ای غلط نیست. بی سیاستی رسانه ای است كه این گونه همه را آزار می دهد. چیزی برای تحلیل وجود ندارد. سه روز گذشته است و رئیس جمهور همچنان فقط در هیئت دولت حرف می زند و انتظار خوش بین ها برای پاسخگویی مستقیم و رودرروی او با مردم در حال كمرنگ شدن است. روحانی ظاهرا نیازی به حرف زدن با مردم نمی بیند.
اعتراض اما با یك وجه رسانه ای دیگر ناكام می ماند؛ هلهله ساكنین فضای مجازی، سلبریتی ها و رادیو و تلویزیون های فارسی زبان خارجی بالای سر دغدغه مردم.
****
۵ سال پیش در بامداد یكی از روزهای سرد آبان ماه ریحانه جباری اعدام شد. دختر ۲۶ ساله ای كه ۷ سال پیش از آن مردی به نام سربندی را با ضربات چاقو به قتل رساند. داستان قتل و محاكمه ریحانه جباری داستان جالب و تاثربرانگیزی بود. از چند سال پیش كه ماجرای محاكمه او رسانه ای شد وی در مركز توجه رسانه های خارجی فارسی زبان قرار گرفت. ابهام در شیوه قتل او به زعم مخالفان قصاصش، ماجرا را پیچیده تر كرد. انبوهی از اعتراضات رسانه ای به قصاص وی در فضای مجازی پخش گردید و سرانجام كار به نامه نگاری ها و مصاحبه های سلبریتی ها با خانواده مرحوم سربندی برای گرفتن رضایت او كشید. طیف وسیعی از سلبریتی های ایرانی و رسانه های فارسی زبان با مورد خطاب قرار دادن خانواده سربندی تقاضای عفو و بخشش ریحانه جباری را با حجم وسیع و پرتعدادی اعلام نمودند. درخواست هایی كه مضمون ضمنی بسیاری از آنها ناعادلانه بودن این حكم قضایی، سیستم قضایی جمهوری اسلامی، نادیده گرفتن حقوق بانوان در نظام اسلامی و غرغرهای همیشگی این جور مواقع بود.
شعبانی وكیل مدافع خانواده سربندی چند ماه پیش از اعدام ریحانه جباری در گفتگو با رسانه ای به صورت صریحی اعلام نمود: عمیقاً به تمام رسانه ها و مدعیان طرفداری از خانم جباری سفارش می كنم هرگونه موضع گیری، خصومت و تسویه حساب با حكومت جمهوری اسلامی و نهادهای مربوطه را به سوژه مجرمیت خانم جباری گره نزنند، چونكه این امر سبب می شود بیشتر از پیش؛ از سوژه ستاندن رضایت و گذشت شكات فاصله بگیریم.

و ریحانه جباری سرانجام اعدام شد. غم انگیزانه. وكیل خانواده می گفت خانواده سربندی بارها تا بخشش پیش رفته اند و بعد كه این هجوم را دیده اند پشیمان شده اند. این همانی است كه در مقیاسی بزرگتر چیزی به نام ناكامی اعتراض آرام در ایران در روزگار ما را تشریح می كند. خیلی از اوقات ابهام یا اعتراض به یك مورد در جای خود منطقی است. مردم دغدغه دارند و مسئله دارند اما با خیمه زدن لشكر فضای مجازی و رسانه های بیگانه و سلبریتی ها اصل اعتراض بزودی تحت تاثیر قرار می گیرد و كم كم ناپدید می شود. به محض بلند شدن یك علم اعتراض در ایران، عقده گشایان همیشگی از جمهوری اسلامی خیلی زود دست به كار می شوند و انتقام شكست های خود از شكست های منطقه ای در غرب آسیا تا شكست عشقی از آخرین دوست دختر خودرا روانه جمهوری اسلامی می كنند. با این وضعیت طبیعی است كه اصل دغدغه و ماجرا خیلی زود به حاشیه می رود اصل ماجرا مورد ابهام و تردید قرار می گیرد و علاوه بر آن خشونتِ متضمن این انتقام گیری ها خیلی زود سبب واكنش های تامین كنندگان امنیت می شود و در نهایت آن چیزی كه باقی می ماند خشونت، عقده گشایی و فراموش شدن اصلی ماجرا زیر صدای هلهله آنهایی است كه ربطی به اصل انگیزه اعتراض ندارد و نه تنها برای معترضین دلی نمی سوزانند بلكه معمولا با تحقیر به آنها نگاه می كنند.
****
به محض بلند شدن یك علم اعتراض در ایران، عقده گشایان همیشگی از جمهوری اسلامی خیلی زود دست به كار می شوند و انتقام شكست های خود از شكست های منطقه ای در غرب آسیا تا شكست عشقی از آخرین دوست دختر خودرا روانه جمهوری اسلامی می كنند. با این وضعیت طبیعی است كه اصل دغدغه و ماجرا خیلی زود به حاشیه می رود۱۰ سال پیش در شب ۲۲ خرداد سال ۸۸؛ در شرایطی كه نتایج انتخابات ریاست جمهوری نهم، خرد خرد در حال منتشر شدن بود یك توئیت تاریخی از وحید آنلاین یكی از فعالان مشهور رسانه ای منتشر گردید.

این فعال رسانه ای كه همچنان مشغول فعالیت سفت و سخت و با انگیزه رسانه ای است و در مواقع اعتراضاتی مثل اعتراض این روزها به شدت فعال می شود؛ در شب اعلام نتایج، این جمله را در صفحه شخصی اش در توئیتر نوشت، آمار اعلام می شد و رای احمدی نژاد لحظه به لحظه بیشتر می شد و او و هم طیفانش نگران تر كه او نوشت: "هر چه به تمدن نزدیك تر می شویم آرای میرحسین هم بیشتر می شود. امیدوار باشید."

و این درست در ساعت ابتدایی اختتام رای گیری بود، زمانی كه رای روستاها و شهرهای كوچك با درصد بالایی به نفع احمدی نژاد اعلام شده بود و رای شهرهای بزرگ به سبب كثرت رای دهندگان همچنان مبهم و اعلام نشده باقی مانده بود و مردم روستاها و شهرهای كوچك، به تعبیر این جمله تاریخی «بی تمدن» هایی بودند شایسته ملامت و تحقیر كه نفهمیده بودند باید به چه كسی رای بدهند و از كه حمایت كنند.
به این شرایط اضافه كنید بی اعتمادی مردم به رسانه های رسمی را تا متوجه شوید كه از یك بعد موثر در انحراف اعتراضات صحبت می نماییم.
اما چه اتفاقی می افتد كه معترضان بی نظر با بعضی از اغتشاشات و شعارهای نه تنها هنجارشكنانه بلكه ابلهانه همراه می شوند یا حداقل این است كه اعتراض نمی كنند و مقابل این شعارهای ضدملی و ضددینی واكنشی نشان نمی دهند؟ اینجاست كه ضلع سوم مثلث ناكامی اعتراض كامل می شود آن هم با یك بی كاركردی دیگر از طرف مجموعه رسانه ای كل نظام. واقعیت صریح، بی واسطه و عریان ماجرا این است كه تمام آن كاری كه باید مجموعه رسانه ای و تبلیغی نظام می كرده است تا مثلا كسی به نام رضاشاه را به مردم بشناسد؛ حالا اینجا با عدم اعتراض به شعاری همچون «رضا شاه روحت شاد» نمایان می شود و بیرون می زند. جوان پس از انقلاب متولد شده ای كه از انقلاب و نه رژیم پهلوی چیزی ندیده است اما قرار بوده است كه با انواع و اقسام سیستم های رسانه ای و تبلیغاتی ایران از آموزش و پرورش تا صداوسیما متوجه شود كه كمك های در مقیاس جهانی ناچیز ایران به فلسطین، ملی گرایانه ترین فعالیت نظام ایران است؛ حالا خیال می كند پول بنزین به حسابی در غزه واریز می شود.
مجموعه سیستم رسانه ای ایران از جاانداختن اینكه نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران نه تنها شعاری ضدانسانی و دموكراتیك است بلكه دقیقا منافع ملی ایران را هدف گرفته است عاجز است و حالا باید در این وضعیت پاسخگو باشد.
در این جور وضعیت های بحرانی حالا دیگر كسی به این فكر نمی كند كه چرا آن جوانك غافل از همه جای سال اول دانشگاهی هم شعارهای آنها را تكرار می كند. اما آن چیزی كه دقیقا باید به آن فكر شود این است. اغتشاش یك شبه نازل نمی گردد. بلكه ذهنیت خردخرد تغییریافته مردم در باب امور بسیار مهمی چون ولایت فقیه، حكومت جمهوری اسلامی، رژیم پهلوی، روابط ایران با كشورهای دیگر و... است كه آمادگی روانی اغتشاش و شعارهای گمراه كننده را به وجود می آورد.
حتما و حتما در چنین اعتراضاتی جاسوسان اسرائیل و آمریكا فعال می شوند؛ حتما ته مانده های مجاهدین خلق میدان گردانی می كنند اما تعمیم همه معترضان به آنها؛ گم كردن واضح نقطه تمركز ماجراست. در این جور وضعیت های بحرانی حالا دیگر كسی به این فكر نمی كند كه چرا آن جوانك غافل از همه جای سال اول دانشگاهی هم شعارهای آنها را تكرار می كند. غافل از آنكه آنچه دقیقا باید به آن فكر شود همان است. اغتشاش یك شبه نازل نمی گردد. بلكه ذهنیت خردخرد تغییریافته مردم در باب امور بسیار مهمی چون ولایت فقیه، حكومت جمهوری اسلامی، رژیم پهلوی، روابط ایران با كشورهای دیگر و... است كه آمادگی روانی اغتشاش و شعارهای گمراه كننده را به وجود می آورد. ساعت ها مستند و برنامه و گفتگو در شبكه من و تو و فقط دهه فجر یاد انقلاب افتادن رسانه های ایرانی به وجود آورنده چنین وضعیتی است.
حال به همه اینها اضافه كنید اخبار پرحجم و عصبی روزهای قبل درباره حجم اختلاس ها و فریب كاری های افراد داخل نظام را تا متوجه شوید كه ذهنیت ها چگونه منجر به اغتشاش می شود و حالا وقت آن است كه مجموعه رسانه ای و تبلیغاتی نظام را مورد خطاب قرار دهیم كه برای ساخت ذهنیت و روایت ایرانی از اتفاقات ایران چه كرده اید كه نتیجه آن این شده است؟ حتی اگر تعداد این جوانان از همه جا غافل یك نفر باشد.
سه بعد رسانه ای نبود یك استراتژی رسانه ای مناسب از طرف دولت برای اعلام و اعمال این اتفاق، همگرایی رسانه های فارسی زبان و فضای مجازی در انحراف اتفاق بنزین و تمركز بر انتقام گیری از نظام و نهایتا ناتوانی سیستم رسانه ای كل نظام در ساختن ذهنیت هایی معقول و منطقی و واقع بین، داستان امروز و روز گذشته ما نیست. داستان جدیدی هم نیست. سالهاست كه در حال رخ دادن است و پیش بینی می شود كه ماجرا ادامه دار باشد.


منبع:

1398/09/09
15:05:25
5.0 / 5
2967
تگهای خبر: آنلاین , برنامه , سیستم , فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۷ بعلاوه ۲
جاوید شو جاوید شو