مصرف و فرهنگ كالایی -۳۲ ، میرشكاك در گفت وگو با مهر: (۲)

انقلاب آینده، انقلاب گرسنگان جهان اسلام، روز درهم كوبیدن نزدیك است

انقلاب آینده، انقلاب گرسنگان جهان اسلام، روز درهم كوبیدن نزدیك است

جاوید شو: آزمون شما به اندازه آزمون نسل ما طول نخواهد كشید. یوم الملحمه (روز در هم كوبیدن) نزدیك است، نزدیكتر از آنچه در تصور می گنجد. این جمله پایانی گفتگو با یوسفعلی میرشكاك است. امیدوار به آینده



به گزارش جاوید شو به نقل از مهر، در سال های میانی دهه هفتاد، «مسعود ده نمكی» یكی از جنجالی ترین ژورنالیست های وقت ایرانی مستندی به نام «فقر و فحشا» می سازد. شب نخستین اكران عمومی آن در سینما بهمن، مستند به علت سوژه ملتهبش توقیف می گردد. بعدها «فقر و فحشا» در تیراژی میلیونی و باورنكردنی در بازار سیاه میدان انقلاب و در مقابل دانشگاه انقلاب به فروش می رود. در لابه لای مستند، مردی پرخروش با دستاری سبز به سر مشاهده می گردد كه به دوربین ده نمكی زل زده و از چیزی به نام «پایتخت دوزخی» سخن می گوید. او یار غار آن سالهای ده نمكی است كه قبل از این با تیترهای جنجال سازش درباره مسئولان وقت به شهرت رسیده بود. حالا دو سال پس از فوت یكی از بلندپایه ترین مقامات كشور، میرشكاك همچنان او را مقصر وضع مصرفی و تجملی موجود می داند و كنایه های درشتی با آن زبان تلخش روانه او می كند.
از نظر میرشكاك ریشه این وضعیت تجملی كه نتیجه ای جز اباحه و ابتذال نداشته را باید در اقبالی كه ما به منطق توسعه ی غربی نشان دادیم، جستجو كنیم؛ منطقی كه بر اساس آن پذیرش توسعه چیزی نیست، جز تن دادن به رشد فزاینده اباحه! وی در دوران موسوم به سازندگی كتابی نوشت با همین مضمون: «توسعه و اباحه»! خودش هیچ گاه مشكلاتی كه در جهت نشر و توزیع این كتاب داشته فراموش نمی نماید. او می گوید در حالیكه این كتاب مجوز نشر داشت و به چاپ رسیده بود، شخص رئیس دولت تا از محتوای این كتاب آگاه شد، به روشی غیرمعمول دستور به منع توزیع و پخش آن داد و جز چند جلد كه خود من به دست چند نفر از دوستان و نزدیكانم رساندم، باقی نسخه ها در انبار ماند و خاك خورد و از بین رفت.
در گفتگوی پیش رو تلاش كردیم بعد از گذشت حدود دو دهه از زمان انتشار آن كتاب، باز هم برخی مضامین موجود در آن را با میرشكاك به بحث بگذاریم و نسبت آن را با اباحه ای كه در قالب مصرف در جامعه كنونی مان جولان می دهد تا حدی روشن نماییم. مصرفی كه میرشكاك آن را «دیوانه وار» توصیف می كند و همه ما هم امروز به شكلی با گوشت و خون و پوست مان دركش می نماییم. این بخش دوم و پایانی گفت وگوی مهر با «یوسفعلی میرشكاك» است:
چندین سال پیش در قالب مجموعه مقالاتی كه منتشر می كردید به نقد فرهنگ عمومی در تهران اهتمام داشتید كه برای نمونه می توان به مقاله «دوزخ پایتخت» اشاره نمود. در آن مقالات شما به نقد جریان منفعت زده و مصرف زده جامعه جدید ایرانی پرداخته بودید كه به فاصله طبقاتی و نابرابری و زندگی اشرافی در جامعه دامن می زد. مبنای نقد شما در این نوشته ها چه بود و چرا آن زمان در این خصوص احساس خطر می كردید؟
مبنای نقد بنده این بود كه می دانستم تحت عنوان «سازندگی» و «توسعه» داریم به برنامه های پیشنهادی «بانك جهانی» و «صندوق بین المللی پول» عمل می كنیم؛ اینكه ما در شعارهایمان با غرب و مظاهر قدرت آن دشمنی كردیم، ولی در عمل برنامه هایی را كه «بانك جهانی» و «صندوق بین المللی پول» طراحی نموده بودند، انجام دادیم. یعنی نفهمیدیم كه توسعه و تجدد و مصرف زدگی و آزادی بی قید و شرط یا همان اباحه لازم و ملزومند و هنوز هم نمی خواهیم بفهمیم. البته این نفهمیدن عمدی است، چون سود اقتصادی سرشاری برای دلالان بزرگ بازار مصرف دارد.
از سویی نباید فراموش كرد كه هر اندازه یك جامعه بیشتر سركوب شود، بیشتر به سمت مصرف كشانده می گردد و این به شكلی حوالت جامعه ما بوده است.
مبنای نظری نقدهای شما در آن مقالات راجع به نوع مواجهه ما با غرب بود و در آنها پذیرش بی چون و چرا، نااندیشیده و غیرانتقادی ای منطق توسعه غرب را مورد تهاجم نظری قرار می دادید. ریشه های این هضم شدن نااندیشیده در منطق توسعه غرب كه بعد از دوران جنگ در جامعه رخ داد چه بود و چرا پس از حدود یك دهه بعد از وقوع آن انقلاب ضداستكباری و ضد استعماری كه ما در كشورمان داشتیم حالا باید به اینجا منجر می شد كه از وجه دیگری (در قالب بازار مصرف غرب) تبدیل به مستعمره ای برای همان نظام استكباری می شدیم؟
ریشه این به تعبیر شما «هضم شدن»، در دوچهرگی مدعیان توسعه و سازندگی بود. به خود و جامعه وانمود می كردند كه غربِ سیاسی از غربِ اقتصادی و صنعتی جداست و می توان در عین نفی غرب سیاسی، به راه غرب صنعتی و اقتصادی رفت و سریع رشد كرد.

اما امثال بنده می دانستند كه غرب، یك ساختار هماهنگ و پیوسته است، ولی چند نویسنده، در برابر قدرت بی حد و حصری كه هنوز هم بقایای آن در حال تلاش در همان مسیر هستند و گناه را به گردن اسلام و انقلاب می انداخته و می اندازند، كاری از پیش نبردیم.
وقتی به جوامع توسعه یافته و پیشرفته نگاه می نماییم، این میزان از مصرف زدگی حاد و تظاهری كه در ایران شاهدیم، در آن جوامع نمی بینیم. ضمن اینكه آنها در كنار مصارفشان دارای وجه و سبك زندگی تولیدمحور هستند. اگر مبنای نقد شما، پذیرش منطق اندیشه و سبك زندگی غربی است، چرا ما به شكلی اغراق آمیز صرفا دچار مصرف زدگی شده ایم كه خود غربی ها به آن دچار نیستند؟
جوامع به اصطلاح پیشرفته، «تولیدمحور» هستند و قرنهاست كه توانسته اند میان هویت اجتماعی و اخلاقی خود با تكنولوژی هماهنگی تولید كنند. ولی جوامع عقب مانده، از حدود یك قرن پیش كه با مظاهر تكنیك مواجه گشتند، نه تنها هویت اجتماعی و اخلاقی خویش را گم كردند، بلكه تمایز خویش را در مصرف هر چه بیشتر و بهتر مظاهر تكنیك یافتند.
نفهمیدیم كه توسعه و تجدد و مصرف زدگی و آزادی بی قید و شرط یا همان اباحه لازم و ملزومند و هنوز هم نمی خواهیم بفهمیم. البته این نفهمیدن عمدی است، چون سود اقتصادی سرشاری برای دلالان بزرگ بازار مصرف دارد
ما زمانی با «بحران» هویت مواجه شدیم و انقلاب كردیم، ولی شیاطین انس به نحوی كارها را پیش بردند كه الان با «فقدان» هویت مواجه ایم و از این پس، مبارزه بسیار دشوارتر است، چونكه نخست باید با نفس خود درگیر و دار باشیم تا مبادا به «گسسته خردی» دچار شویم.
نكته دیگر این است كه جوامع غربی هم دوره های مصرفی زدگی داشته اند؛ دوره های مصرف زدگی مفرط و بی بندوباری را قبل و پس از دو جنگ جهانی پشت سر گذاشته اند و حالا از این مسئله آزاد شده اند و حالا نسبت به مصرف دیوانه واری كه ما داریم، حتی ریشخندشان می آید.
اما مسئله اینجاست كه اگر ما تولیدات آنها را مصرف نكنیم، رفاه و آزادی جوامع غربی به خطر می افتد. این «ما» یعنی صورت غالب كشورهای آسیایی و آفریقایی. ازاین رو لازم است این دودوزه بازی ادامه داشته باشد و خواهد داشت تا زمان ظهور منجی ضد السلام.
شما در طول دهه هفتاد كتابی با عنوان «توسعه و اباحه» منتشر كردید كه در همان دوران به قدری جنجال به پا كرد كه توزیع آن با موانع زیادی مواجه شد؛ منطق شما در آن كتاب این بود كه شكل خاص توسعه تقلیدی پذیرفته شده در ایران، نتیجه ای جز «اباحه» ندارد. حالا بعد از حدود ۳۰ سال از آن زمان وقتی این شكل مصرف زدگی حاد و به تعبیر شما دیوانه وار را در طبقات بالای جامعه و در شهری مانند تهران می بینیم، كاملا آن وجه زندگی مبتنی بر اباحه را تشخیص می دهیم و پیش بینی شما را محقق شده می یابیم. دلایل شما برای این پیش بینی چه بود و ما چطور به این شكل از زندگی مصرفی و مبتنی بر اباحه كشیده شدیم؟
اسلام آئینی است كه برای امور جزئی هم حساب و كتاب ویژه ای دارد، فی المثل بعد از ادرار، باید استبراء كرد. مدعیان توسعه و سازندگی اینطور جلوه داده بودند و می دهند كه «اقتصاد اسلامی» نداریم و تنها وجهی كه از اقتصاد دینی برایشان محترم بوده، «مالكیت» بی حد و حصر بود و در این راه، پنهان و آشكار، بنا را بر تقلید از توسعه ای گذاشتند كه بنیان جوامع غربی است، اما همانطور كه از اسلام جز ظواهر شرع را نمی شناختند، از توسعه غرب مدرن، جز باز كردن راه واردات و كشاندن مردم به مسابقه مصرف، چیزی نمی شناختند.
البته اگر بنا را بر تبرئه آنها بگذاریم، باید چنین بگوئیم؛ حال آنكه بنده یقین دارم می دانستند كه اساس توسعه غربی، تولید است، نه مصرف؛ و صادرات است، نه واردات. در اغلب كشورهای اروپایی، تا كالایی را خودشان با بهترین كیفیت تولید نكنند، اجازه ورود به كالاهای رقیب نمی دهند. شما اگر در انگلستان كیف «سامسونت» در دست كسی ببینید، یقین داشته باشید كه طرف انگلیسی نیست و مسافر است.
غرب را در آمریكا منحصر دیدند و مبارزه با غرب در شعار «مرگ بر آمریكا» خلاصه شد و امروز كه جامعه ما با عواقب توسعه و سازندگی و خصوصی سازی مواجه شده و جز مصرف، شأن دیگری ندارد، توقع داریم كه از اباحه، اِعراض كند و این محال است
به هر حال ذیل لوای توسعه، كاری كردند كه ما نه تنها از حیث كالاهای تكنیكی، بلكه برای تغذیه خود محتاج وارد كردن گندم و برنج و گوشت و شكر و دیگر حوائج روزانه خود باشیم. «عقل كارافزا» هم ظاهراً محق است و تایید می كند این وضع را، كه فی المثل اگر هزینه وارد كردن شكر یا گندم كمتر از تولید داخلی باشد، وارد كردن آنها بهتر است و به صرفه تر. حال آنكه فروشنده تا هنگامی به خریدار جنس خویش را ارزان عرضه می كند كه بداند خریدار توان تولید دارد، به محض اینكه دید طرح «نیشكر هفت تپه» بر باد رفته است و «شركت كارون» تعطیل شده و كارگران اخراج شده اند، قیمت كالای خویش را چند برابر می كند.
مدعیان توسعه با «عقل دلالان» وارد عرصه ای شدند كه نه تنها از حیث صنعتی باعث ركود و عقب افتادن جامعه شد، بلكه از حیث كشاورزی هم ۸۰ میلیون انسان را محتاج نان بیگانه كرد. چرا؟ چون غرب را، «غربِ سیاسی» جلوه دادند و نخواستند بپذیرند چین و ژاپن و كره جنوبی و روسیه و اروپا و انگلستان و هر كشور صنعتی دیگری، جلوه ای از غرب است.
غرب را در آمریكا منحصر دیدند و مبارزه با غرب در شعار «مرگ بر آمریكا» خلاصه شد و امروز كه جامعه ما با عواقب توسعه و سازندگی و خصوصی سازی مواجه شده و جز مصرف، شأن دیگری ندارد، توقع داریم كه از اباحه، اِعراض كند و این محال است. با زور هم كاری از پیش نمی توان برد. می گردد هرگونه اعتراض را سركوب كرد، اما امروز كه معلوم شده است آمریكا و اروپا و ژاپن و...، جز به منافع خود، به چیز دیگری نمی اندیشند و هر اندازه كه در برابر آنها بیشتر عقب نشینی نماییم، توقعات آنها بیشتر می گردد و هر چه را بخواهند، حتی آزادی دگرباشان را هم به جمهوری اسلامی تحمیل خواهند كرد، سخن گفتن از اینكه چگونه بنده یا دیگری متوجه شده بودیم كه توسعه مدعیان سازندگی به اباحه منجر می شود، بیهوده است.

ما از قرآن و سیره خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام اِعراض كردیم و گمان بردیم با ساختن سد در مناطق آهكی و نمكی و فروختن نفت و وارد كردن كالاهای لوكس و ماشین های چند میلیارد تومانی، پیشرفته به حساب خواهیم آمد. این پیشرفت اكنون نتایج و توابع فجیع خویش را آشكار كرده است و از این بدتر هم خواهد شد.
برای اینكه ما درست هنگامی به تقلید از امپریالیسم رو آوردیم كه بزرگترین مظاهر امپریالیسم یعنی آمریكا و اروپا دچار بحران بودند و امروز چون سران غرب می دانند كه نخواهند توانست از زیر بار ورشكستگی اقتصادی كمر راست كنند، با زور و قلدری از كشورهای ضعیف باج می گیرند و با فروختن اسلحه به اعراب یا فشار آوردن به تركیه و... یا انداختن آنها به جان یكدیگر، تلاش می كنند فروپاشی محتوم امپریالیسم را به تعویق بیندازند.
غرب كنونی در غایت ضعف و زبونی و انحطاط است، آنچه غرب را سرپا نگه داشته، بی خردی و خودپرستی سران كشورهای اسلامی و خودباختگی و خودفروختگی آنهاست. آمریكا سالهاست كه در افغانستان دارد با طالبان می جنگد، اما منافع اقتصادی و سیاسی اش ایجاب نمی كند كه تكلیف طالبان یا داعش یكسره شود، می خواهد به هر بهانه ای هم ما را كنترل كند، هم پاكستان را، هم بیخ گوش روسیه و چین باشد.
ببینید چگونه آدم های خودباخته ای كه در عراق توسط ما به قدرت رسیدند، به دامن ترامپ آویخته اند؟! اما این وضع دوام نخواهد یافت، انقلاب آینده، انقلاب گرسنگان جهان اسلام است كه فارغ از وابستگی سران كشورهای خود، طومار غرب و غربزدگی را درخواهند نوشت.
امروزه در این فضای فراگیر مصرفی انتظار می رود كه چهره ها و فعالان مذهبی، انقلابی و اصطلاحاً حزب اللهی ها مرزبندی مشخصی با پذیرش این نوع سبك زندگی مصرف زده داشته باشند. اساسا مگر انقلاب اسلامی به قول امام(ره)، «انقلاب پابرهنگان» و «انقلاب مستضعفان و كوخ نشینان» نبود؟ مگر غیر این بود كه ما در دل آن انقلاب باید خواب طبقه كاخ نشین و سرمایه داران منفعت طلب و مال اندوز و دنیاطلب را آشفته كنیم؟ با همه اینها متاسفانه به نظر می آید خود جریان انقلابی و موسوم به حزب اللهی هم در این میانه، بازی خورده و به این سبك زندگی تجملی، مصرفی و حتی اشرافی تن داده است! اینها چه كسانی هستند و نسبت ما بعنوان نسل های چندم بعد از انقلاب با اینها چیست؟
اینها در پرتو قدرت طراحان توسعه، از گریبان اباحه سر برآورده و مشتی نگونبخت و بدفرجامند كه آخرت خویش را به متاع قلیل دنیا فروخته اند و جلوه سطوت دروغین آنها دیر نمی پاید و بزودی هر آنچه اندوخته اند بر باد خواهد رفت.
غرب كنونی در غایت ضعف و زبونی و انحطاط است، آنچه غرب را سرپا نگه داشته، بی خردی و خودپرستی سران كشورهای اسلامی و خودباختگی و خودفروختگی آنهاست
دیداربینان دیده اند حضور آسمانیان را بر خاك، و می دانند كه این حضور نشانه تحقق آیه شریفه «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّه فَوْجاً» است. انقلاب اسلامی آزمون همه ما مدعیان اسلام و تشیع و ایمان به امام الغیب ضد السلام بود، آنها كه دنیا را برده اند، باختگان ابدی اند و باختگان دنیا، اگر ایمان خویش را در واپسین روزهای این آزمون دشوار از كف ندهند، برندگان ابدی.
جهاندار خداوند است، نه این زبون اندیشانی كه با فریفتن خود و عوام، گمان می برند اسلام بی صاحب است. پشت این آشوبی كه از آفریقا تا خاورمیانه شعله ور است، شهسواران توحید در كمین بیدادگرانند. نجات بخشان تمام ادیان همراهند و همدل و همزبان. نسل شما هم ان شاء الله، نه در ظاهر و نه در باطن هیچ نسبتی با گدایان تازه به دوران رسیده ندارد، اما شما هم آزموده خواهید شد، یا ایمان به خاندان علیهم السلام را برمی گزینید، یا دین خویش را به دنیای فانی و ناپایدار خواهید فروخت. ولی آزمون شما به اندازه آزمون نسل ما طول نخواهد كشید. «یوم الملحمه» (روز در هم كوبیدن) نزدیك است، نزدیكتر از آنچه در تصور می گنجد.



1397/06/07
13:42:36
0.0 / 5
3180
تگهای خبر: سبك زندگی
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
جاوید شو جاوید شو